آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٣٣

مگر هنگامى كه تصورات سه‌گانه تحقق يافته باشد، قهرا كوته نظران به ظاهر اين جمله مى‌نگرند و چنين بدست مى‌آورند كه مراد از تصورى كه بايد در ماهيت تصديق تحقق بنيادى داشته باشد تصورى است كه مباين و مقابل با تصديق و در عين حال شرط و مجامع با تصديق است. اما يك نظر واقع‌بينانه اين تشخيص ناروا را مردود مى‌سازد و «معيت» يا هم زيستى تصور و تصديق را به يك نوع معيت تحليلى و ذهنى تفسير مى‌كند و اين معيت و هم‌زيستى تحليلى چيزى است كه پيوسته ميان جنس و فصل تمام انواع حقائق هستى چه در مركبات و چه در بسائط خارجيه حكمفرما مى‌باشد. اگر مى‌گوئيم تصديق بايد «با» تصورات سه‌گانه همراه باشد مانند اين است كه در توضيح حقيقت و ماهيت نوعيه انسان مى‌گوئيم انسان حيوانى است كه «با» ناطق توأم مى‌باشد. و مسلم است كه در اينجا و در هر جنس و فصلى معيت هرگز به معنى آن نيست كه براى حيوان وجودى و براى ناطق وجود ديگرى است كه احيانا با يكديگر هم‌زيستى و پيوستگى دارند و مجموعه آنها انسان را به‌وجود آورده است كه پديده‌اى حاصل جمع از اين هم‌زيستى است. بلكه مقصود اين است كه ذهن تحليل‌گر ما مى‌تواند انسان را مورد بررسى تحليلى خود قرار دهد و نتيجه اين بررسى تحليلى اين است كه دو معنى متفاوتى كه يكى مبهم و مشترك و ديگرى مشخص و متحصل است بدست مى‌آوريم كه به معنى تعريف حدى ماهيت انسان خواهد بود. اما در عين حال جاى ترديد نيست كه اين دو مفهوم تحليلى «اشتراكى» و «اختصاصى» تنها از طريق يك آزمايش تحليلى آنهم براى خود ذهن بدست آمده و در خارج از محيط ذهن هر دو با يك وجود واحد تحقق و تحصل پذيرفته‌اند و در هستى عينى به هيچ وجه جدائى از يكديگر ندارند [٢٣].


- به يك علت مربوطند. حكم نه مى‌تواند معلول تصور باشد و نه ممكن است تصورات و حكم را دو معلول مساوى براى يك علت واحده فرض نمائيم. و در نتيجه اين سخن كه تصديق تصور به «همراهى» حكم است ناموزون خواهد بود.

[٢٣] در اكتساب حدود و تعاريف چه در مركبات و چه در بسائط روشى كه فلسفه-