آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ١٥
تقسيم آن واحد مبهم مقسمى به اقسام مؤثرند داخل در اقسام قرار مىگيرند و بنابراين، اينگونه عوارض يا قيود و گوناگونيهاى غيربنيادى هرچند كه در تقسيمبندى اقسام مؤثر باشند اما نه مقوم ماهيات اقسامند و نه در تقرر و حصول جنس نقش مؤثرى خواهند داشت. بلكه اهميت آنها تنها در اين است كه در عداد معيارهاى تقسيمبندىهاى صحيح منطقى قرار مىگيرند و به تقسيمبندىهاى ما صورت علمى و روشى مىدهند [٢].
اكنون كه معلوم شد كه اصولا قيدهائى كه بر هر واحد مبهم مقسمى وارد مىگردد بر دوگونه متفاوت مىباشند كه هر كدام مىتواند با ضميمه شدن بدان واحد مبهم مقسمى اقسام آن را ارائه و تعيين نمايد بايد تفاوت اصولى و كلى ميان «حد» و «رسم» را نيز از همينجا بدست آورد. اين تفاوت از تركيب نخستين گروه قيود، كه فصول ذاتى و بنيادى ماهيت انواع مىباشند، با واحد مبهم مقسمى خود، و همچنين از ضميمه كردن دومين گروه قيود (گوناگونيهاى غيربنيادى و عرضى) با همان واحد مبهم مقسمى بخوبى آشكار است بدينقرار كه:
«الف» هر يك از قيود ذاتيه را (فصول) كه با مقسم خود (جنس) تركيب كنيم حاصل تركيب عيناً يك «حد» منطقى يعنى جنس و فصل
[٢] عوارض و فصولى كه «فيلسوف» در اين مقام بدان اشاره مىكند عوارض در اصطلاح ايساغوجى است. در اين اصطلاح فصول نيز نسبت به اجناس خود از عوارض ذاتيه محسوبند هرچند كه نسبت به اقسام و انواع جنس از ذاتيات و مقومات مىباشند.
«فيلسوف» در تعليقات خود بر كتاب الهيات «شفا» مىگويد:
هر چيزىكه به ذات شيئى از اشياء وابسته مىشود و اين وابستگى مشروط به هيچ شرطى از شروط نيست و حتى متوقف بر آن نيست كه آن شىء معروض نخست به نوعى از انواع خود تخصص و بخشيابى پيدا كند تا پس از آن اين عارضه وابستگى را پذيرا گردد، آنگاه اين شىء وابسته از جمله عوارض ذاتيه آن شىء وابسته يافته و معروض خود خواهد بود و هيچ مانعى ندارد كه گاهى اين عوارض ذاتيه، كه بر شيئى لحوق و وابستگى پيدا مىكنند، يك امر كوچكترى (اخص) از شىء ملحوق خود باشند ... زيرا فصول تقسيمكننده يك جنسى مانند حيوان همچون ناطق و غيرناطق همه از عوارض ذاتيه اين جنسند با اينكه اين فصول كوچكتر از مفهوم جنسى خود مىباشند (تعليقات صدر المتألهين بر كتاب «شفا» صفحه ١١ قوله و مطالبه الامور التى تلحقه بما هو موجود الخ، چاپ تهران، ١٣٠٣)