آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ١٠٦

گردد، بلكه بدان معنى كه نسبت ايجابيه حقيقة واقع شده يا واقع نشده باشد، آنگاه اين‌گونه حصول تصديق خواهد بود. و حصول بدين‌معنى حقيقت حكم است.

حال بايد بدين‌نكته آگاه بود كه چون اين «دانشمند» به اين حقيقت اعتراف كرده كه تصديق عبارت است از اينكه در نزد عقل حاصل و محقق گردد كه نسبت حكميه واقع است يا واقع نيست، و اين خود به‌معناى اعتقاد و گرويدن مى‌باشد، پس اگر همين اعتقاد و گرويدن را حكم ناميده است ديگر نمى‌توان و نبايد در اين اصطلاح به او خرده‌گيرى كرد.

خلاصه نظريه تحقيقى‌

اكنون حق مطلب را برطبق همان اصول و بررسى‌هائى كه قبلا ذكر كرديم بايد ادا نمود، و بدين‌جهت مى‌گوئيم كه اثر و صورتى كه از حقائق عينى در ذهن حاصل مى‌گردد؛ يا صرفا تصور ماهيات و مفاهيم آن صورتهاى عينى است، و يا صورت و درك اين است كه اين آثار و صورتهاى ذهنى مطابق با حقيقت و واقعيت عينى است، حال خواه حقيقة هم اين‌صورت و درك مطابقت با واقع و نفس‌الامر داشته باشد يا نه. فرض اول كه صرفا تصور ماهيات و مفاهيم اشياء است، تصور مى‌باشد. و فرض دوم تصديق و اذعان است. و به عبارت ديگر تصديق كه خود اثر و صورتى از صورتهاى عينى در ذهن است از لحاظ اينكه بالاخره صورتى است كه در ذهن حاصل گرديده تصور مى‌باشد، و از لحاظ اينكه همين صورت امتياز اذعان به نسبت حكميه را به‌خود پذيرفته است تصديق است.

گفته شده از جمله چيزها كه دلالت مى‌كند براينكه تصديق اعتقاد به‌نسبت حكميه است سخن فلاسفه است كه پيرامون تصديق اكتسابى ذكر كرده‌اند. آنها در تعريف و شناخت يك قضيه نظرى گفته‌اند كه:

«اين قضيه‌اى است كه از لحاظ تصور معلوم است ولى از لحاظ تصديق و باور كردن نامعلوم است.» و ترديد نيست كه قضاياى كسبيه پيش از تشكيل قياس با تمام اجزاء و اطراف و جوانب خود حصول تصورى در