آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٧٢

علم به دو گونه تصور بخش مى‌شود. و اگر براستى اين‌چنين است كه علم به دو تصور بخش مى‌گردد، اين قسمت حاصر و دربرگيرنده همه اقسام خود نيست. در صورتى‌كه تقسيم اصولا بايد فراگير باشد، چه به مقتضاى تعريفى كه خود «شيخ» از تصديق كرده تصديق از بخش‌هاى راستين علم است، در حالى كه تصديق در هيچ‌كدام از اين دو بخش به حساب نيامده است.

بلكه مقصودش اين است كه علم را در اين دو صورت و از اين دو راه مى‌توان تحصيل كرد و اين سخن چون يك تقسيم حاصر و فراگيرنده نيست درست است هرچند كه علم را به‌گونه ديگرى هم كه تصديق است مى‌توان بدست آورد.

علاوه بر اين «شيخ» در ساير كتاب‌هاى خود [٨] و همچنين در آغاز مقاله اول از فن پنجم «منطق شفا» مى‌گويد: «چه علمى كه از روى فكر اكتساب مى‌شود و چه علمى كه بدون نيازمندى به فكر و نظر در ذهن حاصل مى‌گردد، بر دو قسم است يكى تصديق است و ديگرى تصور است.» و باز او در «الموجز الكبير» در فصل اول از مقاله سوم مى‌گويد: «علم بر دو قسم است يا تصور است يا تصديق است» و سخنان او در اين زمينه بسيار است.

دفاع از ابن سينا

در پاسخ ايراد «علامه رازى» شارح «مطالع» بايد گفته شود كه مفاد كلام «شيخ الرئيس» آنجا كه مى‌گويد: «تصورى كه همراه با تصديق» است» و در جاى ديگر مى‌گويد «با تصور تصديق همراه است» كه هر دو تعبير در كتابهاى «شفا» و «اشارات» آمده عينا همان معنى تصديقى است كه او همه‌جا در كتابهاى سه‌گانه خود ذكر كرده است و آن بدين معنى است كه در هر صورت تصديق از تصور جدا نيست و هر دو در وجود واحد


[٨] در نسخه مطبوع تهران اين جمله بدين‌گونه آمده است: «على ان ساير كتب مفتتح المقاله الاولى من الفن الخامس فى منطق الشفاء» كه مسلما كلمه يا كلماتى محذوف است.