آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٢٤
ولى بالاخره دو نوع از مفهوم جنسى علم خواهند بود كه بدان لحاظ بسيط مىباشند. و همانگونه كه سپيدى و سياهى دو نوع متمايز و بسيط براى رنگ مطلق مىباشند، تصور و تصديق نيز بدينگونه مىباشند كه براى واحد جنسى و بسيط مفهوم علم مطلق دو نوع متمايز و بسيط شمرده مىشوند. اما اندراج انسان و فرس در تحت جنس حيوان و اندراج اسود و ابيض تحت يك واحد جنسى همچون كيف مبصر، يكسان نيست؛ زيرا واحدهاى نوعى همچون انسان و فرس، كه بالاخره از مركبات خارجيهاند نه از بسائط، از مأخذهاى جنسى و فصلى متفاوت، تركب مىيابند و فرق ميان بسائط و مركبات خارجيه در همينجا بخوبى معلوم مىگردد؛ زيرا جنس و فصلى كه براى بسائط خارجيه نظير علم تصديقى و علم تصورى و سياهى و سپيدى در نظر مىگيريم فرضى و اعتبارى است و اين بسائط هم در وجود و تحصل عينى و هم در جعل و تشكل جنس و فصل يعنى جهت مشترك و جهت امتياز تحليلى ذهنى هر دو يكسانند و تفاوت حقيقى ميان آنها نيست. اما در مركبات خارجيه جنس با فصل حقيقة با يكديگر مغايرت دارند و داراى مأخذهاى متفاوت عينى و خارجى مىباشند.
- چگونه مىتواند راهگشاى فلسفه كه دانش هستىهاى عينى است قرار گيرد؟ مفاهيم تصور و تصديق منطقى هم يكى از اين مسائل است كه در انطباق به علوم حقيقى ما نمىتواند بكار برده شود تا ثمرات علمى از آن بدست آيد. پاسخ اين سئوال اين است كه معقولات ثانيه با اين خصوصيات كه عروض و اتصافشان هر دو در ذهن است هرچند بسيار مجردند و به اين حد از تجرد بدون واسطه قابل انطباق به هيچيك از حقائق هستى و عينى نمىباشند اما در عينحال اين معقولات، با چند واسطه از نهادهاى هستىهاى عينى بدست مىآيند و بالاخره به نوعى از گوناگونيهاى حقائق هستى حكايت مىكنند. مثلا كليت يا عموميت كليات و عمومات هر چند كه يك پديده و عارضه عقلانى است اما از يك «وجه مشترك» كه احيانا در ميان گروهى از موجودات و حقائق عينى حكمفرمائى مىكند حكايت مىكند. اين «وجه مشترك» عينى را گاهى «فيلسوف» در كتاب اسفار به «مشترك تحصلى» تعبير كرده است اما نگارنده اين سطور تفسيرى بر «مشترك تحصلى» نگاشته است كه خوانندگان در كتاب «هرم هستى» مطالعه خواهند كرد. و خلاصه نظر اين نگارنده اين است كه قدر مشترك تحصلى چيزى بهجز فرد بالذات كه طبيعت و ماهيت كليه با حمل شايع ذاتى بر آن تطبيق مىكند، نيست.