آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٢٥

بررسى در چيستى تصور و تصديق‌

اكنون كه اين مطالب به‌عنوان مقدمه معلوم گرديد و آشكار شد كه هر يك از تصور و تصديق نوعى بسيط از ماهيت بسيطه علم مى‌باشد و علم جنس و ما به الاشتراك آنها بشمار مى‌رود، كه گفته شد در عين‌حال همين جنس با انواع و ما به الامتيازات خود متحد و يكسان است، خوب مى- توانيم بفهميم كه رأى كسانى كه تصديق را تركيبى از امور چهارگانه پنداشته‌اند تا چه حد از مرز حقيقت بدور است و اين سخن از امام «فخر الدين رازى» شهرت يافته است. باز از روى همان مطالبى كه گفتيم خواهيم دانست كه دسته ديگرى كه تصديق را حكم، كه در حقيقت فعلى از افعال نفس مى‌باشد، خوانده‌اند چه‌قدر به خطا رفته‌اند.

در حالى‌كه كاملا روشن است تصديق بخشى از علم انفعالى است و علم انفعالى چيزى است كه نسبتش با نفس به‌گونه پذيرش و انفعال است نه به طريق تأثير و فعل و با اين ترتيب چگونه مى‌توان تصديق را از افعال و اعمال و ابتكارات نفس تعريف نمود [١٣].


[١٣] يكى از تقسيماتى كه براى علم شده و فراگيرنده اين اقسامى است كه «فيلسوف» در اين مقام ذكر كرده عبارت از اين است: علم يا فعلى است يا انفعالى و يا نه فعلى است و نه انفعالى. اما علم فعلى مانند علم بارى تعالى «به ما سوى ذات» و مانند علم ساير علل به معلومات خود. و علم انفعالى همچون علم خردمندان و دانايان به اشيائى كه از معلومات آنها نيست و اين دانايان بايد با نحوى از تغيير و انفعال و اكتساب اشيائى را كه ذاتا به آنها تعلقى ندارد تحصيل و درك نمايند. قسم سوم علمى است كه نه فعلى است و نه انفعالى و آن علمى است كه ذات عاقل به ذات خود دارد كه گفته شد از گونه‌هاى علم حضورى است.

در اينجا اين توضيح لازم به نظر مى‌رسد كه علم فعلى به‌گونه است يكى علم فعلى كه به معنى اضافه اشراقيه است و فعل در اين مقام به معنى ايجاد و تأثير و صدور و افاضه مى‌باشد و هرگز به معنى مقوله فعل كه در آن تدرج مأخوذ است نمى‌باشد. و ديگرى علم فعلى كه از مقوله فعل است مانند علم مهندس به ساختمان يا علم گوينده به كلماتى كه مى‌خواهد تلفظ نمايد.

قسم ديگرى از علم وجود دارد كه هم فعلى است و هم انفعالى است و اين مانند علمى است كه شخص درك‌كننده از خارج بدست مى‌آورد و در عين‌حال اين علم در واهمه و حتى در رفتار و كردار وى تأثير مى‌گذارد.