آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ١٠٤
معناى حصول چيزى است كه قبلا حاصل شده است [٣٤] و اگر بخواهيم اين تحصيل حاصل را تصحيح كنيم، بايد بگوئيم حصول (صورت) تأليفى در ذهن از گروه تصورات، است و حصول خود تأليف، نه حصول صورت تاليف، از گروه تصديق بشمار مىآيد [٣٥].
«پاسخ بخش اول» اعتراض «محقق طوسى» اين است كه صورت تأليفى قضيه جزئى از مجموعه مؤلفه است كه تشبيه و تطبيق به اشياء و صورتهاى مستقل عينى پيدا مىكند. و اين مجموعه (صورت تأليفى و تطبيق به اشياء عينى) خود معنى تصديق را مىرساند. و بدينجهت معنى
[٣٤] شايد اين اشكال بالاخره به آن اشكالى منتهى گردد كه در فرق ميان اجزاء «بالاسر» و اجزاء بشرط الاجتماع مطرح است. در آنجا ايراد تحصيل حاصل بصورت ايراد تقدم شىء بر نفس ذكر شده. بدينطريق كه اجزاء عين كل است. و اگر اجزاء بر كل مقدم باشد، و كل از اين اجزاء مؤخر باشد، تقدم شىء بر نفس، و بالاخره تناقض لازم مىآيد.
پاسخ اين ايراد اين است كه اجزاء «جوهرى» يك ماهيتى با «پيشى» لابشرط بر اجزاء «بشرط الاجتماع» تقدم دارند نه با «پيشى» و «پسى» حقيقى، و بدينطريق ديگر توقف شىء بر نفس يا تقدم شىء بر نفس لازم نخواهد آمد. اما بنظر اين نگارنده تقدم و تأخر «جوهرى» نيازى به «شرط اجتماع» ندارد زيرا معناى تقدم و تأخر جوهرى جز اين نيست كه كنه ماهيتى را بدينگونه بشناسيم كه آن ماهيت مركبه از «اجزاء» درون مرزى خود تشكل مىپذيرد. و يا بدانيم كه يك مركبى «از» اجزاء نهادى خود تركيب مىيابد، اما اين اجزاء «از اين مركب» تشكل و تركب نمىيابد. و همين معناى تقدم و تأخر جوهرى است. و با اين تفسير ديگر محلى براى ايراد تقدم و تأخر شىء از نفس نخواهد بود. اين ايراد از اين رهگذر به ميان مىآيد كه ما تقدم و تأخر جوهرى را با تقدم و تأخر وجودى و علت و معلول مقايسه مىنمائيم آنگاه ايراد توقف شىء بر نفس پيش مىآيد اما اگر اين مقايسه را كنار بگذاريم و تقدم و تأخر جوهرى را بدينگونه كه گفتيم شناسائى كنيم ديگر اين ايراد بوجود نخواهد آمد.
[٣٥] چون حصول صورت تأليف پس از خود تأليف بدست مىآيد، اگر بهگمان «خواجه» تأليف از گروه تصديق باشد، و حصول صورت تأليف از گونه تصور باشد لازم مىآيد كه تصور پس از تصديق حاصل گردد. و در اينصورت تصديق پيشين بدون تصور تحقق مىپذيرد. و اين خود بداهة محال مىباشد.