آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٦٦
گواهى از سخن ابن سينا
گواه ديگرى كه ما مىتوانيم بر اعتبار گفته خود پيرامون چگونگى بخش علم به تصور و تصديق نشان دهيم سخن «ابن سينا» است كه در منطق كتاب «اشارات» آورده است. او مىگويد:
گاهى يك شىء خارجى صرفا با يك تصور ساده مورد شناسائى ما واقع مىگردد و اين هنگامى است كه مثلا مى- خواهيم به معنى مثلث آگاهى يابيم و گاهى ديگر شناسائى آن شىء خارجى با تصورى است كه همگام با تصديق است همچون هنگامى كه علم پيدا مىكنيم هر مثلثى زوايايش مساوى با قائمتين است.
و همچنين «ابن سينا» در كتاب «الموجز الكبير» در فصلى از مقاله سوم پيرامون برهان مىگويد:
- مىدهد مسأله بدينگونه مطرح است:
حداقل مطلبى كه مىتوان بطور وضوح و قاطعيت اظهار كرد اين است كه «تصديق و علم» يك پديده واحد از پديدههاى هستى نمىباشند. به دليل اينكه بسيار اتفاق مىافتد كه تصديق و «باور كردن» يك واقعهاى از رويدادهاى عينى درست منطبق بر آن واقعيت موجود نيست و در حينى كه شخص جدا آن واقعه را باور كرده و مورد تصديقش قرار داده، حقيقت امر با آنچه را كه باور كرده بسيار متفاوت است. و حتى ممكن است ما پيرامون يك شخصى كه باور دارد واقعه مخصوصى اتفاق افتاده اما در حقيقت هيچ امرى اتفاق نيفتاده است، بدينگونه به گفتگو بپردازيم و براستى بگوئيم:
او نمىداند كه اين واقعه اصلا اتفاق نيافتاده.
او فقط معتقد است كه براستى اين واقعه اتفاق افتاده.
اين دو گزاره كه هر دو صادق است نهتنها دلالت دارد بر اينكه «علم» و «اعتقاد به نفس الامر» كه همان تصديق است يكتائى و يگانگى با يكديگر ندارند، بلكه بالاتر از آن، نوعى تقابل و روياروئى را به ما پيشنهاد مىكند. اما اگر ما اين تقابل ميان علم و اعتقاد را در اين دو قضيه مبالغهآميز بدانيم، لااقل از راستى اين هر دو قضيه بايد اصل مغايرت ميان آنها را قبول كنيم. بههمين جهت برخى از فلاسفه معاصر شرايط علم را افزون كرده و گفتهاند علاوه بر تصديق و گرويدن به حقيقت امر انطباق اين گرويدن با واقعيت عينى نيز در تئورى علم ضرورت منطقى دارد.حائرى يزدى، مهدى، آگاهى و گواهى : ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق صدر المتالهين شيرازى، ١جلد، وزارت فرهنگ و آموزش عالي، موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي - تهران، چاپ: دوم، ١٣٦٧ ه.ش.
آگاهى و گواهى : ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق ؛ متن ؛ ص٦٧