آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٥٤
روى علاقه مخصوص انجام گيرد همانطور كه سابقا در اين خصوص اشارت رفت.
فرق ميان تصديق و حكم
بعضى نيز در اين زمينه اظهارنظر كرده و در فرق ميان تصديق و حكم گفتهاند كه تصديق از آن جهت كه قسمى از علم انفعالى و تجددى است خود يك امر انفعالى خواهد بود و اصولا علم انفعالى و اقسام آن چيزى است كه در نفس و به انفعال و پذيرش نفس حاصل مىگردد. در حالى كه حكم كه ايقاع نسبت يا سلب آن است از اين ماجراى انفعال بيرون است و چون ايقاع فعلى از افعال ذهن درككننده است در گروه فعل قرار دارد. وقتى كه اين مطلب معلوم گرديد كه تصديق از سنخ انفعال و پذيرش است و حكم داخل در افعال است و هيچكدام قابل تطبيق بر ديگرى نيست اين امر بهخوبى واضح و آشكار خواهد شد كه بهكار بردن لفظ تصديق در معنى حكم يك استعمال مجازى است و اينگونه استعمال از روى حقيقت نيست.
اما تحقيق در اين مطلب كه اصولا فرق اصولى ميان تصديق و حكم چيست اين است كه چون بهنظر ما ادراك عبارت از «حضور شىء درك شده پيش شخص درككننده است» بدينجهت ما از همين تفسير ادراك امورى را به شرح زير استفاده كنيم:
الف- آن حضورى كه با وقوع نسبت ايجابى يا عدم وقوع آن همراه است تصديق است.
ب- اشيائى كه هنگام تصديق پيش شخص درككننده حضور يافتهاند مصدق به آن تصديق عامل درككننده مىباشند. اين اشياء را «باورشده» يا «گواهى» يافته مىناميم.
ج- ايقاع نسبت و سلب آن كه در تصديق انجام مىگيرد عبارت از حكم است [٢٠].
[٢٠] از اين تحليل فيلسوفانه اين مطلب بدست مىآيد كه در حقيقت ايقاع نسبت يا-