آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ١٠١
بدون ترديد ما داراى ادراك تصورى مىباشيم، حال اگر بههمين «ادراكات تصورى» خود حكم به نفى يا اثبات آنها را علاوه نمائيم اين مجموعه «تصديق» خواهد بود. و در اين هنگام تفاوت ميان اين دو مرحله همان تفاوت ميان بسيط و مركب مىباشد [٣٠].
ممكن است اين سخن امام بدينگونه توجيه گردد كه مراد وى از اينكه گفته است؛ مجموعه حاصل از تصورات و حكم به نفى يا اثبات تصديق است، يك مجموعه و تركيب تحليلى باشد كه با تجزيه و تحليل عقلى موفق مىشويم يك بسيط خارجى را تحليل و تركيب نمائيم، نه يك تركيب عينى و حقيقى. و اين تركيب تحليلى نظير آن خواهد بود كه در تعريف رنگ گفته مىشود كه رنگ يك كيفيت مبصرى است. آنگاه اگر به اين تعريف جمله «قابضيت بصر» اضافه گردد حاصل مجموع «سياهى» خواهد بود. و در اين تحليل نيز صحيح است كه گفته شود كه تفاوت ميان رنگ مطلق و سياهى بههمان جهت كه يكى جنس و ديگرى نوع است همانند تفاوت ميان بسيط و مركب مىباشد. هرچند كه در حقيقت بهعلت يگانگى در هستى عينى ميان جنس و فصل اصلا رابطه بسيط و مركب در ميان نيست، و بهخاطر همين مطلب كه در حقيقت عينى رابطه بسيط و مركب در كار
[٣٠] اصولا تفاوت ميان وحدت يا بساطت، و كثرت يا تركيب حقيقى، و وحدت يا بساطت، و كثرت با تركيب اعتبارى، اين است كه در يك واحد حقيقى وحدت و بساطت حقيقى است و تركيب و كثرت اعتبارى و تحليلى است. چنانكه در انواع بسائط خارجيه بدينگونه است كه ما مىتوانيم حقايق بسيط را در ذهن خود به حدود و تعاريف جنسى و فصلى آن تحليل كرده و تركيبى از آن در تحليل ذهنى بدست آورديم. در اينصورت تفاوت ميان بسيط و مركب همان تفاوت ميان حد و محدود خواهد بود. بنظر «فيلسوف» كثرت و تركيب در علم تصديقى نيز به هميننحو است كه اين تركيب اعتبارى است و تنها با تحليل ذهنى اين تركيب از يك واحد حقيقى بسيط علم تصديقى به يك واحد تركيبى مبدل مىگردد. اما در يك واحد اعتبارى، وحدت و بساطت حقيقى و اصلى نيست، بلكه حقيقة آحاد و اجزاء كثيرى هستند كه با يكديگر در زير پوشش يك واحد نوعى يا جنسى يا صنفى و يا يك واحد قراردادى مجتمع مىگردند. و در اينصورت كثرت حقيقى و عينى است اما وحدت اعتبارى و ذهنى است كه نيروى تحليلى ذهنى قادر است يك مركب حقيقى و عينى را از ديدگاه مشتركات آن به يك واحد اعتبارى توجيه نمايد.