آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ١٠٢

نيست، بلكه صرفا «شباهت» به اين رابطه است كه در تحليل عقلى بوجود آمده، در اينجا منظور از كاف (كما) كاف تشبيه است (نه كاف تمثيل) [٣١].

يك شاهد گويا

مطلبى كه گفته ما را تأييد مى‌كند سخنى است كه «ابهرى» در آغاز منطق خود موسوم به «تنزيل الافكار» آورده است بدين‌قرار:

علم عبارت است از حصول صورت شى‌ء در ذهن. و اين يا تصور به تنهائى است مانند تصورى كه از معنى انسان به ذهن مى‌آوريم. يا تصور بهمراهى تصديق است، مانند قضيه‌اى كه نخست مى‌گوئيم «انسان حيوان است» و سپس اين گفته را تصديق مى‌كنيم. بدين‌جهت است كه تصديق‌ [٣٢] عبارت است از اينكه صورت اين تأليف در ذهن حاصل گردد كه مطابق با اشياء در حد ذات خود باشد.

مفاد اين تفسير عينا مطلبى است كه شيخ الرئيس در كتاب شفا پيرامون تصديق ذكر كرده است بدين‌گونه:


[٣١] مقصود از كاف تشبيه كافى است كه در سخن «فخر رازى» در كتاب «ملخص» آمده است بدين‌قرار «... و فرق ما بينهما «كما» بين البسيط و المركب» اگر كاف براى تمثيل مى‌بود حتما بايد علم تصورى بسيط و علم تصديقى مركب حقيقى مى‌بود، تا تفاوت آنها هم حقيقة نمونه حقيقى يك بسيط و يك مركب واقعى محسوب مى‌گردد. و اين با توجيه سيد «شريف» سازگارى داشت كه نظريه «رازى» را در پيرامون تصديق به‌يك تركيب حقيقى تفسير مى‌كرد. ولى چون نظريه «فيلسوف» اين است كه تصديق هم مانند تصور بسيط است و تنها در تحليل عقلى تركيب را مى‌پذيرد لذا اين تفاوت يك تفاوت «تشبيهى» است نه يك تفاوت «تمثيلى».

اما بنظر اين نگارنده اين تفاوت ميان تشبيه و تمثيل در هنگامى مفيد فايده است كه ضمير «بينهما» به تصور و تصديق بازگشت نمايد. اما اگر اين ضمير تشبيه را به حد و محدود خود تصديق بازگشت دهيم و بگوئيم تفاوت ميان حقيقت تصديق و تعريف منطقى در تحليل ذهنى عينا تفاوت ميان يك بسيط حقيقى و يك مركب حقيقى است، ديگر احتياج به تفاوت تشبيه و تمثيل در ميان نخواهد بود و اين توجيه لفظى «فيلسوف» بدون فايده خواهد بود.

[٣٢] در نسخه چاپى بجاى كلمه تصديق تصور آمده است كه بظن قوى غلط ناسخ است.