آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٨٩

شرائط اعدادى فكرى اين نتائج علمى هم بدست مى‌آيد. [٢٣]

وليكن بايد دانسته باشيم كه مطلوب وى به صرف اين مقدمه كه فكر علت توليدى علم نيست ثابت نخواهد شد. زيرا بعضى از افعال در عين اينكه حقيقة از افعالند از لوازم انفعالات شمرده مى‌شوند، و بدين لحاظ اتفاق مى‌افتد كه اين افعال به‌سوى علل و اسباب اعدادى نيازمندى پيدا مى‌كنند. اما اين نيازمندى به‌سوى علل و اسباب اعدادى بدان جهت نيست كه ذاتا اين افعال به اين‌گونه علل و اسباب نياز دارند، بلكه تنها از اين نظر است كه يك سلسله انفعالات از اين افعال سرچشمه مى‌گيرد كه اين انفعالات در محل خود به اين‌گونه علل وابستگى و تعلق ذاتى مى‌يابد و بالنتيجه تعلق افعال به اين علل و اسباب بواسطه و بالعرض خواهد بود، نه بالذات و بدون واسطه.


[٢٣] بحث پيرامون اين مطلب كه آيا مقدمتين علت توليدى نتيجه است و نتيجه معلول صدورى و توليدى مقدمتين است يا صرفا ميان علت و معلول يك نوع متابعت ذهنى برقرار است، بحثى است كه در تفكرات اسلامى از آغاز ميان متكلمان اشاعره و معتزله دائر و مطرح بوده و دسته‌اى معتقد بوده‌اند كه مقدمتين در يك قياس منطقى نقش علت توليدى را بعهده دارند و از درون ذات خود نتيجه را از كتم عدم به عرصه وجود و ظهور مى‌آورند.

اما در مقابل اين گروه كسان ديگرى همچون اشاعره كه اصولا قائل به رابطه علت و معلول نبوده‌اند در ميان مقدمتين و نتيجه نيز به هيچ‌گونه عليت و سخنيت ذاتى اعتراف نداشته و چنين مى‌گفته‌اند كه اين تنها عادت و سنت الهى است كه به‌دنبال مقدمتين مخصوص در ذهن ما نتيجه خاصى هم به‌وجود مى‌آورد؛ اما عامل اصلى پيدايش و ظهور اين نتيجه هرگز مقدمتين نيست. روش تحقيق اين است كه تحرك عقلانى فكر از روى مطالب به‌سوى مبادى و از مبادى به‌سوى مطالب يك تحرك «اعدادى» است و اين تحرك لوح نفس را آماده و مستعد مى‌سازد تا صورت علمى نتيجه از عالم قدسى در نفس پذيرنده افاضت و ابداع پيدا كند. اما به‌نظر اين نگارنده اين روش تحقيقى اسلامى تنها در سيستم علت و معلول «ابداعى» كه در سلسله طوليه وجود است ميسر است اما در سلسله عرضيات كه قانون تأثير و تأثر متقابل حكمفرمائى دارد و هر حادثه‌اى بايد به «ماده» و «مدت» مسبوق باشد عليت و معلوليت ابداعى ديگر حاكميت خود را از دست مى‌دهد. منتها در صورتى مى‌توانيم كه قاعده «ابداع» را به سلسله عرضيات نيز سرايت دهيم كه اين سلسله را در «هرم هستى» بابعاد و سلسله طوليه هستى به نوعى متحد سازيم تا بتوانيم از اصل رياضى «وحدت اتصاليه عين وحدت شخصيه است» بهره‌بردارى كرده و مجموعه عالم را در فرم يك واحد شخصى وجود تبيين نمائيم. براى تفصيل بيشتر پيرامون اين تئورى به كتاب «هرم هستى» نوشته اين نگارنده مراجعه شود.