آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٨٣
موارديكه مطلبى را تصديق مىكنيم و از مفهوم تصور آگاهى نداريم و اگر وجهه نظر اين است كه مصداق و حقيقت تصور (نه مفهوم آن) در تصديق دخالت دارد، اين سخن را مىپذيريم. اما تالى فاسدى كه بر آن آورده شده، كه عدم حكم در تصديق راه مىيابد و بالنتيجه تصديق از نقيض خود تركيب و تقوم مىيابد، قابل قبول نخواهد بود. و اين تالى فاسد در صورتى پديد خواهد آمد كه مفهوم تصور در ذات تصديق وارد باشد، و بر تصديق انطباق و اتحاد مفهومى و ذاتى داشته باشد. اما اين اتحاد يا انطباق ذاتى و مفهومى تصور و تصديق چيزى است كه ما از آن گريزانيم (سخن علامه در اينجا به پايان مىرسد).
اكنون ما بايد آغاز سخن كرده و نظريات خود را پيرامون پرسشها و پاسخهاى «علامه» اظهار نمائيم. بنظر مىرسد كه او در اين گفت و شنودهاى خود بحث و پرسشهاى بسيارى را برمىانگيزد و براى هر يك از ايرادهائى كه او طرح كرده غير از راهحلها كه خود ارائه كرده وجوه و طرق ديگرى موجود است كه به هيچوجه مورد قدح يا انكار نخواهد بود. در حالىكه پاسخهاى وى نه تنها در معرض خدشه و انكار است بلكه براساس آن پاسخها را بنياد نهاده است كه بهكلى
- مع الواسطه واسطه به معناى آلت فعل ايجاد نيست بلكه در سلسله علت و معلول تمام آحاد سلسله ابداعى و افاضتى مىباشند و هر علت برترى افاضه و ابداعكننده تمام موجوديت و حقيقت معلول بلاواسطه خود مىباشد.
و اين تسلسل نزولى همچنان ادامه مىيابد تا به جهان ناآرام و متحرك طبيعت كه ذهن ما هم جزئى از آن است، مىرسد. در اين مقام است كه قانون ربط حادث به قديم بر ما تعليم مىدهد كه آنچه «واهب الصور» به اين جهان بخشايشگرى مىكند اصل هستى جاودانه حركت تكاملى است كه زبان حكمت از آن به حركت توسطيه ياد مىكند. در حركت تكاملى انديشه و علم هم همين قانون ربط حادث به قديم حاكميت دارد منتها در علوم كليه عقليه ذهن از طريق شهود عقلانى كه يك تئورى افلاطونى است، صورتهاى علمى را از جهان برتر دريافت مىكند و در صورتهاى جزئيه خياليه ذهن با قيوميت و قدرت خلاقه خود كه آن را هم از مبادى عاليه بهره گرفته است، به ايجاد و ابداع اين صورتها در شعاع خلاقيت و اختيار خود مىپردازد.