آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٨٢
تقسيم كه در متن آمده و علم را به تصور و تصديق با اين تفسير مخصوص تقسيم كرده است، صورت صحيح منطقى ندارد زيرا يكى از دو اشكال مهم بر اين دوگونگى تقسيم وارد است بدين قرار كه: يا اين تقسيم، تقسيم شىء به خود شىء و غير آن شىء است، و يا ممتنع است كه تصور را در تصديق بگنجانيم.
شرح اين ايراد بدينقرار است كه يا مقصود از ادراك ساده كه در اين تفسير بخشى از تصور آمده، مطلق ادراك است و يا منظور از سادگى آنگونه ادراكى است كه به تنهائى اعتبار شده و فرض شده كه حكمى را دربر ندارد. اگر مطلق درك مورد نظر باشد محذور اول، كه تقسيم شىء به خود آن شىء و غير آن شىء است، لازم خواهد آمد و اين آشكار است، و اگر نظر به تفسير دوم باشد و تصور ساده را به تصور خالى از حكم توجيه كنيم اشكال دوم بهميان خواهد آمد و ديگر ممكن نيست تصور را در تصديق وارد سازيم بهعلت آنكه اگر چنين باشد كه تصور در تصديق معتبر است و از سوى ديگر عدم حكم نيز فرضا در تصور معتبر است پس عدم حكم در تصديق معتبر خواهد بود. و اگر عدم حكم در تصديق معتبر گرديد آنگاه يا تصديق به نقيض خود تقوم يافته و يا تصديق به نقيض خود اشتراط و نوعى وابستگى حاصل كرده است، و اين هر دو محال است.
پاسخ اين ايراد هم اين است. اينكه مىگوئيد تصور در تصديق معتبر است اگر بدينگونه است كه مفهوم تصور در تصديق معتبر است اين هرگز پذيرفته نيست چه آنكه آشكار است كه مفهوم تصور اصلا در تصديق مأخوذ نيست و بسيار است
- است كه ميان علت مجرد محض و معلول مادى ممكن نيست.
آنها (مجردات) تنها مبادى و علتهاى «برتر» مىباشند كه به «علتهاى اولى» و «مع الواسطه» مشخص مىشوند. و بايد در اين مقام نيز هوشيار بود كه مقصودمان از علتهاى-