آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٨١

(حكم) هر علم نخواهد بود [١٧]

پاسخ اين ايراد اين است كه «حكم» و «ايقاع» نسبت يا «اسناد» همه اينها الفاظ و عباراتند كه بايد در جستجوى حقيقت معنى آنها بود و در پى‌جوئى از حقيقت امر به اين مطلب برخورد مى‌كنيم كه اصولا در حقيقت علم حصولى انفعالى نفس را ابتكار و فعلى نيست، تنها چيزى كه ما در نوعى از اين علم حصولى خود مى‌توانيم بيابيم اذعان و پذيرش نسبت است و معنى اذعان و قبول نسبت اين است كه درك مى‌كنيم نسبت واقع است و يا درك مى‌كنيم كه اين‌چنين نيست كه اين نسبت واقع باشد. و در هرحال درك وقوع و عدم وقوع نسبت از مقوله كيف خواهد بود نه از مقوله فعل و چگونه ممكن است درك وقوع از مقوله كيف نباشد در حالى‌كه در فلسفه اين مطلب به ثبوت رسيده كه اصولا افكار [مقدمتين قياس‌] علل و اسباب ايجادى نتائج خود نيستند بلكه تنها آمادگيها و استعدادهائى براى ذهن ما فراهم مى‌آورند تا دريافت و پذيرش صورتهاى علمى از سوى «واهب الصور» براى ما ميسر گردد. و اگر حكم صورت ادراكى ذهن نباشد و صرفا با ابتكار و تأثير خود نفس باشد ديگر اين بخشايشگرى صورت از سوى واهب الصور ميسر نخواهد بود [١٨]. «اشكال سوم»: اساسا اين‌


[١٧] در نسخه مطبوع تهران اين جمله بدين عبارت آمده: و المجموع المركب من العلم و مما ليس بعلم لا يكون «حكما».

اما اين نگارنده فكر مى‌كنم كه كلمه حكما به اشتباه ناسخ نوشته شده و اصل آن «علما» بوده است اما متأسفانه دست‌رسى به نسخهاى ديگر نبود تا مقايسه اطمينان‌بخشى بعمل آيد.

[١٨] اين سخن از نقطه‌نظر نظام علت و معلول در هستى كه به قاعده «امكان اشرف» معروف است، و هم‌چنين از جهت حاكميت اين نظام در تسلسل نزولى علوم بايد مورد بررسى واقع گردد. زيرا در هر دو صورت، خواه اذهان جزئيه از گونه «علتهاى اعدادى» براى معلوم تصورى يا تصديقى خود باشند و خواه علت ايجادى و ابداعى براى آفرينش اين علوم بشمار روند، «واهب الصور» و مبادى عاليه علوم حتما «علتهاى» مزاول و بدون واسطه براى علوم ذهنى ما نخواهند بود. زيرا در علتهاى مزاول و بدون واسطه، وضع و محاذات لازم-