آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٧٨
يكتائى و يگانگى در وجود عينى با حيوان نيست.
سخنى با علامه قطب الدين رازى
شگفت اينجاست كه اين «علامه» بزرگوار (شارح مطالع) با اينكه خود همين روش حقگرايانه را در كتاب «شرح الرساله» پيش گرفته و از آن دفاع مىكند، در كتابهاى ديگر خود به اين روش وفادار نمانده و حل شكوك و معضلات مسأله را بر اصول ديگرى استوار ساخته است كه موافق با مشرب تحقيق نيست. اگرچه در بسيارى موارد مخصوصا در «رساله تصور» و «تصديق» خود گرايشهائى بهسوى نظريه واقعبينانه ما كه: تصديق نوعى تصور [١٤] است، نشان مىدهد اما باز هم احيانا ديده مىشود كه اولا بر محور اين روش پايدار نمانده و مراحلى از حقيقت بدور افتاده است. شاهد گويا بر عدم ثبات رأى وى اين است كه با وجودى كه شرح او بر «مطالع» متأخر از نگارش رساله تصور و تصديق او است معالوصف در شرح مطالع ديده مىشود شبهاتى را پيرامون تقسيم «حاصر علم» طرح كرده و سپس به پاسخهائى از اين شبهات مبادرت ورزيده است كه هيچكدام نه خالى از اشكال است و نه با اصول تحقيقى ما وفق مىدهد. مثلا او در شرح مزبور پيرامون گفته مولف كتاب كه مىگويد: «علم يا تصور است اگر درك ساده باشد، يا تصديق است اگر تصور به ضميمه حكم باشد. و حكم هم گاهى حكم به نفى است و گاهى حكم به اثبات است»، چنين اظهارنظر مىكند كه:
در اين زمينه اشكالاتى موجود است كه مناسبت مقام ايجاب مىكند كه هماكنون آنها را طرح كرده و پاسخگوئى نمائيم.
«اول» آنكه اين تفسير براى تصديق شايسته نيست چون تصديق اگر براستى خود حكم باشد ديگر ممكن نيست اين تعريف كه «تصديق آن ادراكى است كه با حكم حاصل مىگردد» صادق
[١٤] در اينجا مقصود «فيلسوف» از تصور، تصور مقسمى است كه به معناى مطلق درك و علم مىباشد.