آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٧٧
مصداق تصور مىباشد. و آن تصورى كه مقابل و همبخش تصديق است مفهوم تصور مقيد به عدم حكم است يا تصور مقيد به اطلاق است نه مطلق تصور؛ [١٣] همانگونه كه اينگونه تقسيم در ساير تقسيمها نيز حكمفرما است. زيرا مثلا اگر حيوان را مقسم اقسام خودش قرار دهيم خواهيم گفت: حيوان يا ناطق است يا لاناطق است و همين تقسيم را عينا با تعبير ديگرى مىتوانيم اظهار نمائيم و بگوئيم: حيوان يا حيوانى است كه با نطق همراه نيست، و يا حيوانى است كه با نطق همراه يا همراه آن نطق است، در اين تقسيم حيوانى كه در هر دو قسم با يك نسبت مساوى موجود است حيوان لابشرط (لابشرط مقسم) است و همين حيوان است كه عينا در يكى از دو قسم خود عنوان ناطق را بهخود گرفته و انسان شده است و در ديگر قسم خود از اين عنوان برخوردار نيست و بر حيواناتى كه گويا نيستند تطبيق مىكند و روى اين اصل همراه بودن با نطق كه نوع جداگانهاى از حيوان است يك همراهى و معيت ذهنى است و منافى با
- شناسائى مىكنيم. اشتباه ميان تصور لابشرط قسمى كه در نهاد تصديق و تصور كه همبخش تصديق مىباشد بهنظر «فيلسوف» يك اشتباه ميان مفهوم و مصداق است. زيرا آنچه را كه در تصديق است، يك فعليت و حقيقت تصور نيست تا بتوان آن را فردى از افراد حقيقى تصور دانست، چه شيئيت اشياء به فعليت آنهاست و چون تصور ضمنى به ابهام «لابشرط» قسمى آميخته است از فعليت تصور برخوردار نيست و بالنتيجه نمىتوان آن را يك فرد حقيقى تصور محسوب دانست. و اگر ما اين تصور لابشرط را كه تنها با حمل مفهومى به آن تصور گفته مىشود با تصور حقيقى اشتباه كنيم در اشتباه ميان مفهوم و مصداق واقع شدهايم. و اين خود يك مغالطه منطقى است كه دانشجويان فلسفه بايد از آن پرهيز جويند.
[١٣] نگارنده در «كاوشهاى» خود اصولا اين مطلب را مدلل ساخته است كه ميان «شىء مطلق» و «مطلق الشىء» تفاوت آشكار منطقى است و احكام هر يك از اين دو متعاكسين را نبايد به ديگرى سرايت بدهيم و اگر احيانا در دام تشابه انعكاسى آن قرار گرفته و شىء مطلق را با مطلق شىء اشتباه كنيم به مغالطه «ايهام انعكاس» كه يكى از اقسام مغالطات است محكوم خواهيم شد. در موضوع فلسفه چنين بهنظر مىرسد كه ايهام انعكاس ميان وجود مطلق و مطلق وجود منشاء اشتباهات بزرگى براى بسيارى از پيشروان تحقيق شده و بهجاى مطلق وجود «وجود مطلق» را موضوع دانش برتر دانستهاند و فلسفه را براساس اين اشتباه يك سلسله بحثهاى مجرد مىدانند كه بر حقائق عينى قابل تطبيق نمىباشد. در تقسيم «مفاعيل» نيز اشتباه ميان مطلق مفعول و مفعول مطلق از موارد ايهام انعكاس است كه بايد هشدار داد تا ذهن اديب را در دام مغالطه گرفتار نسازد.