آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٧٥

اما اگر خوب در سخن «ابن سينا» دقت كنيم درمى‌يابيم كه اين استنباط و توجيه شارح كتاب «مطالع» بكلى از درجه اعتبار ساقط است زيرا مقام سخن «ابن سينا» جز مقام و موضع تقسيم علم، آنهم تقسيم حاصر و فراگيرنده، نيست. اما اينكه شارح مطالع گفته است كه اگر براستى «شيخ» در مقام تقسيم علم آن‌هم تقسيم فراگير علم مى‌بود، پس چرا تقسيم وى ناتمام مانده و حاصر نيست؟

پاسخ مى‌گوئيم كه شيخ بدون ترديد درصدد تقسيم بوده و تقسيم وى هم بخوبى حاصر و فراگير انجام گرفته است؛ منتها بايد سخن وى را براستى فهميد كه مقصودش از آن «تصورى كه تصديق را همراه دارد» «تصور با تصديق» تصديق به‌معنى اذعان است و اين مجموعه يعنى تصور با تصديق همان تصديق اصطلاحى است كه گفته شد با تصورى كه محتمل الصدق و الكذب است يكسان و متحد مى‌باشد و اين همان تصورى است كه يكى از انواع علم شمرده مى‌شود و مقابل و قسيم تصور ديگرى است كه تصور ساده است و تصديق به‌معنى اذعان را دربر ندارد. چون تصديقى كه در اين فراز (تصور با تصديق) بكار رفته به‌معنى اذعان است نه به‌معنى تصديقى كه خود قسمى از اقسام علم تصورى انفعالى است، در اين صورت خوب آشكار است كه «معيت» نيز همانگونه كه گفته شد معيت تحليلى است، و اين تحليل ذهنى است كه ميان تصور جنسى و تصديق به‌معنى اذعان جدائى مى‌افكند و سپس ميان آنها معيت برقرار مى‌سازد و از مجموعه اين جداسازى و معيت، تصديق به اصطلاح ديگرى كه صرفا به‌معنى اذعان نيست، بلكه يكى از اقسام بسيط علم است، بدست مى‌آيد.

با اين توضيح بسيار آسان است كه قبول كنيم كه مراد از تصورى هم كه در فراز «تصور با تصديق» ذكر شده آن تصورى كه در اطراف هر قضيه‌اى موجود است نخواهد بود [١١] براى آنكه اگر براستى مجموعه «تصور


[١١] اين سخن تنها براساس اينكه اصولا، قضيه با تصديق مغايرت دارد، و چنانكه قبلا گفتيم قضيه معقوله تنها نوعى تصور ساده‌اى است كه احيانا تصديق يا تكذيب بر آن وارد مى‌گردد و آن را از صورت تصور ساده به نوع ديگرى از علم كه تصديق است متحول مى‌سازد، قابل قبول و منطقى بنظر مى‌رسد اما اگر قضيه را بر روش برخى از معاصرين معادل يا-