آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٧٠

تفسير معيت در سخن ابن سينا

برداشتهاى ما از اين سخن «ابن سينا» اين است كه او نيز در اين جا صريحا اعلام مى‌كند كه تصديق بخشى از تصور است هرچند كه از نقطه نظر ديگر قسيم و هم‌بخش تصور مى‌باشد. و مقصود وى از «معيتى» كه در عبارت كتاب «اشارات» آورده آنجا كه مى‌گويد: گاهى دانستن از راه تصورى است كه با تصديق «معيت» دارد، آن‌گونه معيتى است كه در مناسبت ميان جنس و فصل حكم‌فرما است و همان‌گونه معيتى است كه ما آن را معيت تحليلى و ذهنى خوانديم همچون معيتى كه ميان رنگ و قبض نور بصر در سياهى آمده است. در حالى‌كه رنگ و انقباض نور بصر در هستى عينى يك واحد بسيطى از هستى بيش نيست و مسلما منظور «ابن سينا» از اين معيت همزيستى در هستى كه مقتضاى دوتائى و تقارن زمانى در هستى دو شى‌ء است، و در مناسبت ميان جزء و كل و شرط


- كه آن را آموزش كنيم و به‌درستى آن گواهى دهيم. مانند آنكه از روى علم بپذيريم كه قطر قوى است بر دو ضلع قائمه‌اى كه قطر وتر آن است. شكل زير نمايانگر اين مجهول تصديقى است كه با آموختن شكل ٤٧ مقاله اولى كتاب اقليدس اين مجهول تصديقى به معلوم تصديقى تبديل مى‌گردد.