آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٦٩

اعتراف بدان معنى است. ولى اگر در معنى قضيه به‌جاى تصديق و اعتراف شك و ترديد داشته باشيم كه آيا اين سخن درست است يا نيست قضيه را كه شنيده‌ايم تنها تصور كرده‌ايم وليكن ديگر تصديقى به مفاد آن براى ما حاصل نگرديده است.

و بنابراين هر تصديقى تصور را دربردارد، ولى عكس آن، كه هر تصورى تصديقى را همراه داشته باشد، درست نيست.

در اين مثال (هر سفيدى عرض است)، تصوراتى كه در ذهن ما پديد مى‌آيد، يكى اين است كه صورتى از انسجام و تركيب اين قضيه در ذهن ما حصول مى‌يابد، و ديگر صورتهائى است كه از اجزاء تركيبى قضيه همچون سفيدى و عرض در ما ارتسام ذهنى پيدا مى‌كند. اما تصديق اين است كه نسبتى از اين صورت (صورت تركيبى) به‌سوى اشياء عينى حاصل گردد كه گوياى مطابقت اين صورت تركيبى قضيه با خود اشياء عينى باشد و تكذيب برخلاف آن است.

حال‌كه دانستن اشياء معلوم گرديد كه با اين دوگونگى است، نادانى (جهل) ما نيز از دو سوى بر شى‌ء مجهول وارد مى‌گردد:

نخست آنكه از جهت تصور چيزى بر ما مجهول است و دوم از جهت تصديق. [٦]


[٦] پيرامون مجهول تصورى و مجهول تصديقى «ابن سينا» در «كتاب اشارات» بدين- گونه توضيح مى‌دهد:

كذلك الشى‌ء قد يجهل من طريق التصور فلا يتصور معناه الى ان يتعرف، مثل «ذى الاسمين» و «المنفصل» و غيرهما. و قد يجهل من جهة التصديق الى ان يتعلم، مثل كون القطر قويا على ضلعى القائمه التى يوترها (الاشارات و التنبيهات جزء اول منطق صفحه ٢٣ تهران ١٣٧٧)

«ترجمه» گاهى شى‌ء تنها از راه تصور مجهول واقع مى‌شود بدين قرار كه معناى تصورى آن شى‌ء شناسائى‌پذير نيست مگر آنكه از سوى تعريف به شناخت آن راه يابيم، همچون «ذى الاسمين» و «منفصل» (در اصول رياضى اقليدسى) و گاهى ديگر از رهگذر تصديق شيئى مجهول تصديقى ما قرار مى‌گيرد. و اين مجهول به‌حالت خود باقى مى‌ماند تا هنگامى-