آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٥٣
يك نوع همآهنگى و آشنائى برقرار نمايد و چون به اعتقاد او با اين دو اعتبار متفاوت اين كار بخوبى انجامپذير است هيچگونه محذورى عقلى (اتحاد قسم و مقسم) در ميان نخواهد بود. و اين جمع ميان «تنويع» و «تقابل» در جاى ديگر نيز با بكار بردن همين حيله منطقى دو اعتبار تحليلى انجام يافته است. و اين در جائى است كه مثلا حيوان يا هر ماهيت ديگر را گاهى لابشرط فرض مىكنيم و گاهى همان را عينا بشرط شىء اعتبار مىكنيم و مىگوئيم حيوان بشرط شىء قسمى از اقسام حيوان لابشرط است و در عين حال از لحاظ و اعتبار ديگر همبخش و قسيم آن نيز مىباشد [١٩].
نكته ديگرى كه از سخن «ابن كمونه» استفاده مىشود اين است كه حكم از تصديق بيرون است و تصديق يك امر بسيطى است كه هرگز از تصورات و حكم تركيب نيافته است. او در اين نظر با رأى حكما همداستان است. اما با وجودى كه حقيقت امر همين است كه تصديق تركيبى از تصورات و حكم نيست و حكم از تصديق بيرون است گاهى حكم را به خود تصديق مىگويند و از لفظ حكم آن تصديقى كه مستلزم حكم است اراده مىكنند و اين هنگامى است كه استعمال لفظ حكم بطور مجاز و از
[١٩] شايد منظور «فيلسوف» از لحاظ و اعتبار ديگر همان تفاوت ميان «لابشرط مقسمى» و «لابشرط قسمى» است كه ما قبلا ذكر نموديم. و بدينترتيب حيوان كه تقسيم به دو قسم لابشرط و بشرط شىء يعنى لابشرط از ناطق و بشرط ناطق، مىگردد حيوان لابشرط مقسمى است و حيوانى كه مقيد به لاشرطيت است قسمى از اقسام حيوان لابشرط مقسمى است هرچند كه اين قسم هرگز تحقق عينى نمىيابد. و حيوان مشروط به ناطق قسم ديگرى از اقسام حيوان لابشرط محسوب مىگردد، و از اين نقطهنظر حيوان بشرط شىء قسمى از اقسام لابشرط مقسمى است كه نفس حيوان مىباشد و در عين حال همين حيوان بشرط شىء همبخش حيوان لابشرط است كه قسم ديگر از اقسام آن مىباشد، اما نه همبخش حيوان لابشرط مقسمى بلكه همبخش حيوان لابشرط قسمى است. زيرا اگر حيوان بشرط شىء همبخش و قسيم حيوان لابشرط مقسمى باشد ناگزير بايد اولا لابشرط قسمى و مقسمى را حتى مفهوما يكى فرض نمود كه اين خود اتحاد قسم و مقسم است و محال است. و ثانيا بايد مقسم را نيز همبخش و قسيم ديگر اقسام خود قرار داد كه اين خود محال ديگرى است و براساس اين تفسير معنى حيوان لابشرط در سخن «فيلسوف» لابشرط مقسمى است و معناى مرجع ضمير «قسيمله» لابشرط است كه در آغاز اين سخن مذكور است «قد يؤخذ لا بشرط شىء».