آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٥٠
گردد.
اينها همه مطالبى پيرامون حقيقت تصور و تصديق بود [١٦] اما مفهوم تصور و تصديق مانند ديگر مفاهيم كليه از جمله معلومات است و در عداد علوم كه گفته شد از انحاء و مراتب وجود است محسوب نمىشود و چون مفهوم تصور و تصديق از معلومات و معقولات بشمار مىرود و همچون ساير مفاهيم و ماهيات كليه از احكام ماهيات برخوردارند طبيعة حد و رسم نيز به خود مىپذيرند. خوانندگان را شايسته است كه در اين مقام بررسى نمايند و در مسلك حقيقتيابى استوار باشند تا در اشتباه ميان مفهوم و حقيقت تصور و تصديق واقع نگردند.
ابن كمونه شارح كتاب «التلويحات» در تفسير سخن بالا كه چگونه حقيقت تصديق مقرون به حكم است مىگويد:
حصول صورت شىء در ذهن يا مقرون به حكم است يا مقرون به حكم نيست، و در هرحال حصول صورت چه مقارن با حكم باشد و چه نباشد تصور خواهد بود و حكم هم بدان جهت كه حصول ذهنى پيدا مىكند و در ذهن پديد مىآيد يكى ديگر از تصورات است ولى از آن جهت كه صرفا حكم و ايقاع نسبت است تصديق خواهد بود.
بنابراين، اصل تصور كه حصول صورتى از شىء خارجى در ذهن است مقيد و مشروط به اقتران حكم و عدم مقارنت با
[١٦] در پاورقى پيشين گفته شد كه حقيقت تصور و تصديق به دو اعتبار تحليلى عقلانى تجزيه و تحليل مىشود. در اعتبار اول اسناد و ارتباط وجودى آنها به مبدأ فاعلى است كه حقيقت تصور و تصديق جز وجود محض و اضافه اشراقيه نيست و در اعتبار دوم اسناد و ارتباط همان حقيقت وجود به ماهيت است و آن ماهيتى است كه مخلوط و آميخته به وجود است و نام آن «ماهيت مخلوطه» و يا حقيقت مىباشد. بنابراين مراد از حقيقت تصور و تصديق هم وجود محض و هم ماهيت مخلوطه به وجود تصور و تصديق مىباشد. اما مفهوم تصور و تصديق كه به گفته «فيلسوف» به كليت و عموميت موصوف است و از هرگونه وجود مخفى است؛ از جمله «معقولات ثانيه» به اصطلاح منطق است؛ و مانند ساير مفاهيم كليه كه مورد بحث منطقيون واقع مىشوند، عروض و اتصافشان در ذهن است.