آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٤٩
است و چون وجود عينى آنها عين وجود علمى آنها است ديگر صورت حاصله يا درك تصورى انفعالى براى آنها معقول نيست. روى اين اصل بايد هشيار بود كه هرچند حكم از افعال نفسانى است اما فعل نفسانى به هيچوجه داخل در تحت هيچ مقولهاى از مقولات نهگانه عرضيه كه يكى از آنها مقوله فعل در مقابل مقوله انفعال است نيست، بهجهت اينكه مقولههاى فعل و انفعال هم دو عرض نسبى هستند و هم تدريجى الحصول مىباشند و اين بدين معنى است كه مقوله فعل يك تأثير تدريجى است و معقوله انفعال نيز يك تأثر تدريجى است و هيچكدام اين دو خصوصيت نه در تصور است و نه در تصديق است و چنانكه گذشت تصور و تصديق دو نحوه از انحاء وجودند [١٥] و حقيقت وجود هم از تمام مقولات دهگانه بيرون است و اين ماهيت است كه به اجناس عاليه تقسيم مىشود و براى هر يك از آنها اجناس و فصول مترتبهاى است و وجود از گونه ماهيت نيست كه جنس و فصلپذير باشد و يا از حد و رسم برخوردار
[١٥] در كتاب «اسفار» همانگونه كه قبلا اشارت گرديد «فيلسوف» در مبحث علم اين مطلب را ثابت كرده كه علم بطور كلى، چه حضورى و چه حصولى، داخل در هيچ مقولهاى از مقولات نيست بلكه از سنخ وجود آنهم وجود بالفعل است. اما او در مبحث «وجود ذهنى» كتاب «اسفار» علم را براساس روش مشهور فلاسفه از «مقوله كيف» و از نوع «كيف نفسانى» توجيه مىكند و اشكالات معروف وجود ذهنى را مطابق همين نظريه حل كرده و از طريق اختلاف حمل اولى و حمل شايع صناعى بدين نتيجه مىرسد كه علم از جهت وجود و اتحاد ماهيت با مصداق از ماهيت كيف است گو اينكه از جهت مفهوم و حمل اولى ذاتى از مقولات معقولات بشمار مىرود.
به نظر اين نگارنده و برخلاف عقيده حاج ملا هادى سبزوارى اين دو روش از «فيلسوف» از هر جهت اصولى و منطقى است و ابدا مناقضت و يا مغايرت با يكديگر ندارند زيرا هر وجودى چه علم باشد و چه غير علم از آن جهت كه ارتباط و استناد فاعلى با مبداء قيوم خود دارد اضافه اشراقيه است و از هيچ ماهيتى از ماهيات نمىباشد و همان وجود تنها از جهت ارتباط و استناد قابلى به ماهيت خود اتحاد به حمل شايع بالذات با ماهيت خود دارد و فرد با لذات ماهيت خود محسوب مىگردد. و اينكه «فيلسوف» در بحث وجود ذهنى مىگويد كه علم از جهت وجود ذاتا داخل در مقوله كيف است مقصودش وجود علم از جهت اسناد قابلى به ماهيت و حمل شايع بالذات است كه در مقابل حمل شايع بالعرض قرار مىگيرد و حمل شايع بالذات همان «فرد بالذات» ماهيت است كه اين نگارنده در كتاب «كاوشهاى عقل نظرى» و كتاب «هرم هستى» به تفصيل بيان داشته است.