آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٤٧

دارد در موضوع تصديق مى‌گويد:

«اما تقسيم علم به تصور و تصديق تقسيمى است كه معمولا در اوائل كتب انجام مى‌گيرد و به همين لحاظ در آن مسامحه و سهل‌انگارى مى‌شود. آنهم بدين‌جهت است كه اوائل كتابها جاى مناسبى براى بررسى و دقت نظر نيست؛ و تنها كسى كه با نظر دقيق‌تر و توجه بيشترى به جوانب امر اين مسأله را بررسى نموده «شيخ ابو على سينا» است كه در بعضى از مواضع كتابهاى خود مى‌گويد: علم يا تصور تنهائى است و يا تصورى است كه به همراهى تصديق است و اين هر دو قسم در اصل تصور مشتركند. فقط چيزى كه يكى از آنها را بر ديگرى فزونى مى‌دهد تصديق است كه آن عبارت از حكم است؛ و هر لفظ كه به يك معنى (مشترك معنوى) بر دو شى‌ء متفاوت گفته شود، ناگزير بايد هر يك از آن دو شى‌ء به چيزى ممتاز از ديگرى باشد كه آن لفظ ديگر بر آن افزايشى كه موجب امتياز آن شى‌ء از ديگرى شده شامل نيست بلكه لفظ بر آن شى‌ء ممتاز به اعتبار جهت اشتراك و اتحادى كه با ديگرى دارد گفته مى‌شود نه به اعتبار جهت امتياز آن. و در اين‌جا نيز چون «شيخ ابو على» در تقسيم خود علم را به چنين و چنان تقسيم كرده. اين تقسيم نيز مشمول همين قاعده است كه لفظ علم را به يك معنى در هر دو قسم به‌كار برده است و اگر علم در هر جائى به معنى خاصى باشد و بالنتيجه از الفاظ مشترك (لفظى) شمرده شود، ديگر تقسيم صحيح نخواهد بود و اين مطلب را قبلا نيز گفته‌ايم. حال كه علم بايد به يك معنى (مشترك معنوى) در هر دوجا به‌كار برده شود «شيخ ابو على» هم بنظر مى‌رسد به همين قاعده رفتار كرده و براى علم مطابق فن تقسيم يك معنى مشترك آورده كه آن مجرد تصور است. آنگاه تصور را به دو قسمت بخش نموده كه يكى تصور ساده است و ديگرى تصور