آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٤٢

حكماى ارجمند هم‌آهنگ و موافق سازيم بلكه مى‌توانيم آن را به آسانى معيار آزمايش سخنان متأخرين نيز قرار دهيم تا آنچه را كه آنها بطور متفاوت پيرامون تصور و تصديق گفته‌اند به اين مشرب حق‌گويانه تأويل و ارجاع نمائيم.

تفسير و ارزيابى گفتار متأخرين‌

اكنون به ارزيابى و بررسى گفتار متأخرين پيرامون تصور و تصديق مى‌پردازيم و سپس به هم‌آهنگ ساختن روش فلاسفه با نظريه خود مبادرت مى‌ورزيم. [١١].

مثلا «امام فخر رازى» كه مى‌گويد تصديق تركيبى است از تصورات و حكم و هم‌چنين كسان ديگرى كه تصديق را عبارت از تصورى كه معروض حكم است و يا تصورى كه همراه با حكم است مى‌دانند مانند صاحب «مطالع» ممكن است آراء همه آنها را به همان نقطه‌نظرهاى خودمان كه گفتيم توجيه نموده و اين اختلاف نظرها را به‌طور كلى از ميان برداريم. اما البته اين توجيه و يكسان‌سازى هنگامى داراى ارزش و اعتبار علمى است كه ما در سخنان آنها قرائن گويائى بر تضاد و عدم آشنائى آنها به سبك تحقيقات خودمان بدست نياوريم، والا چگونه مى‌توان اين سخنان ناموزون را بر وفق مراد با روش تحقيقاتى و پژوهشگرانه خود هم‌آهنگ سازيم.

به هرحال تفسيرهائى كه آنها براى تصديق آورده‌اند بدين قرار است:

١- برخى گفته‌اند كه تصديق حكم است و اين سخن را هم از زبان حكماى بنام گزارش كرده‌اند.


[١١] اين روش هماهنگ‌سازى و آشتى‌پذيرى، آن هم پس از اظهار نظر و نقادى افتراق‌انگيز، از خصائص سنتى و كهنسال متدولوژى تفكر و انديشه فلاسفه اسلامى است.

يكى از پى‌آمدهاى بسيار ارزنده آن اين است كه پيوستگى و وحدت اتصاليه ميان قديم و جديد و حركت تكاملى انديشه فلسفى را در ادوار تاريخى آن به‌خوبى نمايان مى‌سازد.

متأسفانه اين روش در انديشه‌گرايى مغرب زمين چندان محسوس نيست تا فى‌المثل بتوان ميان انديشه فلسفه كانت و پيشينيان او يك انسجام و وحدت اتصاليه‌اى به‌دست آورد و بالنتيجه چگونه مى‌توان داورى كرده و بگوئيم انديشه جديد غرب صورت تكاملى و پيشرفته گذشتگان است.