آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٣٨
در ذهن تحقق پذيرفته است نيست و هر چيزى كه در يكى از مشاعر و مدارك نفس وجود پيدا كرده باشد در خود نفس موجود شده، چون نفس با مشاعر و قواى دراكه خود هيچ تفاوتى ندارد. ما اين سخن را كه اصولا نفس عين همين قواى ادراكيه خود مىباشد و هيچگونه تفاوتى ميان آنها نيست، در كتاب «اسفار الهى» مورد رسيدگى و تحقيق قرار داديم.
و در هرحال حصول هر شىء در هر يك از مشاعر و مدارك ذهن عبارت است از وجود ذهنى آن شىء، و بهطورى كه گفتيم چه اين حصول مقرون به حكم باشد و چه مقرون به حكم نباشد بالاخره تصور شناخته مىشود.
اما اگر احيانا همين تصور و حصول يك خصوصيت و اختصاصى هم به خود پذيرفت، و در عين آنكه تصور است يك تصورى كه حكم نيز مىباشد گرديد، و حكم هم چيزى است كه اگر براى ادراك دست دهد خاصيت احتمال صدق و كذب را به خود خواهد پذيرفت، آنگاه اينگونه تصور را تصديق مىناميم [٣]. بنابراين تصور اصل حصول صورت شىء در ذهن است،
- «علم چيزى جز هستى نيست، آن هم نه هر هستى بلكه هستى بالفعل، آن هم نه هر هستى بالفعل بلكه هستى بالفعل كه پالوده از هر آميختگى به عدم باشد.» (اسفار جزء ٣، صفحه ٢٩٧).
خلاصه سخن فيلسوف در اين مقام دستيابى به يك قياس مساواتى است كه بدين گونه تنظيم مىشود: «حصول» مساوى با «وجود» است، و وجود مساوى با «حضور» است، پس حصول مساوى با حضور است. پس علم در همه جا چه حضورى و چه حصولى جز حضور مطلق نيست. به همين دليل علم به هيچصورتى ممكن نيست در ماده كه فاقد اينگونه حضور و وجود خالص است، تحقق يابد چنانكه ممكن نيست از گونه جسم و جسمانيات و پديدههاى طبيعى باشد. زيرا هيچكدام اينها از اين حضور و وجود محض برخوردار نيستند. و بدين ترتيب هيچ نيازى نيست كه ما راه دشوار و پرمشقت را پيموده و همچون يكى از محشين معاصر ادعا كنيم كه «يكى از شرايط ادراك براى عامل درك اين است كه شىء درك شده تماما و بدون تجزيه و تقسيم در ذهنش نائل گردد.» زيرا بخوبى آشكار است كه دست يابى به اين «قياس مساوات» در زيربناى روش برهانى فيلسوف راه را براى اثبات مطلوب هموارتر و استوارتر مىسازد.
[٣] اين مسأله كه احتمال صدق و كذب از عوارض ذاتيه و مختصات تصديق است يا از مشخصات قضيه است مسألهاى است كه اين نگارنده در مقالهاى به تفصيل مورد تحقيق و بررسى قرار داده. قدر مسلم اين است كه حكم همانگونه كه «فيلسوف» صراحة بيان داشته، فعلى از افعال نفس مىباشد و به همينجهت كه حكم فعلى از افعال نفس است ممكن نيست-