آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٣٧

فصل دوم هستى تصور و تصديق‌

گفته شد از برخورد ذهن با اشياء و حقائق عينى اثرى در ذهن پديد مى‌آيد [١] كه آن را صورت حاصله (علم حصولى) مى‌ناميم و اين صورت كه نمودى از ماهيات و حقائق اشياء است چه در «نزد» ذهن باشد، و چه ذهن به‌گونه «ظرفيت» با اين صورت حاصله ارتباط پيدا كرده باشد، و چه آنكه تغيير عبارت داده و بگوئيم كه صورت حاصله يك سنخ وجودى است كه در نهاد يا در نزد وجود ديگرى همچون ذهن حصول يافته است، بالاخره تمام اين تعبيرات الفاظى مختلفى است كه به يك معنى بازگشت مى‌كند و آن هستى اين صورت علميه است. زيرا «حصول» عينا همان معنى وجود را مى‌فهماند [٢] و «وجود ذهنى» هم غير از همين صورتى كه‌


[١] علم حصولى بدين‌گونه تفسير شده كه عامل فعل و تأثير در اين رويداد ذهنى اشياء و حقائق عينى است كه مستقل و بيرون از ذهن است، و عنصر انفعال و پذيرنده اين رويداد لوح نفس و يا مراتب قواى گوناگون درك مى‌باشد. و روى همين اصل گاهى به دنبال علم حصولى كلمه «انفعالى» را نيز ضميمه مى‌كنند تا خوب معلوم گردد كه قواى دراكه ذهن در اين‌گونه علم هيچ نقش فعل و ابتكار را ندارد و اين اشياء خارجى هستند كه روى قواى ذهنيه اثر مى‌گذارند. اما اين سخن از سوى برخى از فلاسفه اسلامى از جمله «فيلسوف» مؤلف پذيرفته نيست؛ زيرا اين گروه از فلاسفه صوتهاى «ادراكيه» را به «حضور» و «مثول» در نزد عاقل مى‌دانند نه به‌وسيله «ارتسام» و «انتقاش» در لوح نفس. اما به نظر اين نگارنده «انفعال» همچون «اضافه» از لوازم و پى‌آمدها و يا از علل اعدادى درك حصولى محسوب است و همانگونه كه علم از حقائق «ذات اضافه» است اما خود اضافه نيست به همان نحو از حقائق آميخته به انفعال نيز مى‌باشد اما خود عينا انفعال نيست.

[٢] فيلسوف براساس همين نظريه كه حصول به معناى وجود است بطور كلى علم را، چه حضورى و چه حصولى «بوجود صرف» و حضور محض تعريف كرده و در كتاب اسفار مى‌گويد:-