آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٣٤
نتيجه بحث
نتيجه تحقيق در «ماهيت» تصور و تصديق اين است كه اصولا هر جنس و فصلى همچون حيوان و ناطق كه براى انسان جنس و فصل شمرده مىشود پيوسته در هستى خود يكتا و يكسانند ولى در بررسى معانى تحليلى به دو گروه متفاوت «اشتراكى» و «اختصاصى» تحليل و جدائى پيدا مىكنند. اما اين تحليل و جدائى به هيچوجه نمايانگر دوگونگى آنها در يك واحد هستى نيست در تصور و تصديق هم كه گفته مىشود تصديق همان
- اسلامى ارائه مىدهد هم يك روش تجربى است و هم بهطورى كه «فيلسوف» در تعريف تصور و تصديق بررسى كرده تحليلى است. اما اينكه يك روش تجربى است بخاطر اينكه اين مفاهيم اشتراكى و اختصاصى را تنها از بررسىهاى تجربى خود روى شىء مورد تعريف بدست مىآوريم و بهطورىكه اين نگارنده تحقيق كرده است ما همه معانى مشترك و اختصاصى را از يك شناسائى تجربى از «فرد بالذات» آنهم بهوسيله حمل شايع بالذات مىتوانيم با درك تجربى خود بدست آوريم و پس از بدست آوردن اين معانى به سهولت آنها را با يكديگر تركيب كرده و جنس و فصل را با ترتيب منطقى خود همآهنگ مىسازيم و سپس اين اجزاء حديه را باز به صورت آزمايش تجربى بر محدود طبيعى خود كه همان فرد بالذات است حمل و تطبيق مىنمائيم تا بخوبى معلوم گردد كه اين تعاريف تعلق ذاتى به محدود و معرف طبيعى خود دارد. فلسفه اسلامى پيوسته هشدار مىدهد كه هيچگاه حدود و تعاريف از برهان بدست نمىآيد تنها از طريق بررسى تجربى در محدود و تركيب معانى بدست آمده ممكن است كه به تعاريف و حدود حقائق نائل گرديم.
ويتگنشتاين) nietsnegttiW (براى اكتساب حدود روش مخصوص انديشيده كه نام آن را) ecnalbmeser ylimaF (گذاشته است. اين روش در برابر روش دوگماتيزم سقراط، كه از طريق تعريفات لفظى مىخواسته به حقائق وقوف يابد. دورى مىجويد. معالوصف خويشتن را در اين دام افكنده و از طريق قياس مشابهت به تعريف كلى رهنمون مىگردد. اما بنظر مىرسد كه طريقه ما بخصوص با استفاده از فرد بالذات تجربى از روشهاى ديگر اطمينانبخشتر و بىاشكالتر مىباشد.
[٢٤] اصولا تركيب بر دوگونه است: تركيب مقدارى و تركيب غير مقدارى.
تركيب مقدارى مانند تركيب جسم از اجزاء اتميك و غير اتميك. يا تركيب خطوط هندسى از پارهخطهايى كه يك شكل هندسى را بهوجود مىآورد و تركيب غير مقدارى يا تركيب انضمامى است كه براى وجود عرض در موضوع حاصل مىشود؛ يا تركيب اتحادى است كه از اجزاء خارجيه جسم در تجوهر اجسام بهدست مىآيد و اين اجزاء جوهرى عبارتند از ماده و صورت؛ و يا تركيب اتحادى است كه از اجزاء تحليلى عقلى در ذهن پديدار مىشود و يا-