آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٣١
كثير هم كه مناقض با واحد است بدون شك از واحد تركيب يافته و اين هم از قبيل تركيب شىء از نقيض خود مىباشد و بايد محال باشد. در صورتىكه معلوم است كه كثير از واحد تشكل پذيرفته و واحد جزء كثير است و جزء هرگز نمىتواند منافى با كل باشد.
اما با اندك توجه به نكتهاى كه ما در تفاوت ميان شناخت «ماهيت» اشياء و شناخت «وجود» آنها گفتيم مشكل آنها بهكلى برطرف خواهد شد زيرا تركيب شىء از چيزهائى كه مغاير با ذات آن شىء است اگر هم واقعيت داشته باشد و از محذور اجتماع متناقضين خالى باشد تنها در وجود مركبات آنهم تركيبات غيرحقيقى كه از داشتن يك واحد حقيقى و طبيعى برخوردار نيستند امكانپذير خواهد بود نه در ماهيات امور حقيقيه نوعيه و انواع حقائق طبيعيه و مخصوصا حقائقى كه از بسائط خارجيه مىباشند. و بطور كلى در تركيب ماهيات حقائق طبيعى اين محذور قابل انكار نيست كه جزء يك ماهيات نوعيه هرگز نمىتواند منافى و معاند با آن ماهيت نوعيه باشد و تصديق هم يكى از همين انواع حقائق بسيطه است كه ممكن نيست حقيقتش از چيزهائى منافى و معاند با ذاتش تشكل يابد [٢٠].
نظريه ما
پس از تمامى اين مقدمات حق مطلب اين است كه در تقسيم علم به تصور و تصديق با استفاده از سخنان انديشمندان بگوئيم: «كه حصول
[٢٠] پاسخ آسانتر و صحيحتر اين است كه تركيب يا اشتراط به امر «مغاير» اصولا با نوع تركيب يا اشتراط به امر «منافى» و «متناقض» يا «متقابل» متفاوت است.
زيرا هر مغايرى معاند يا منافى و يا مناقض نيست. اگر فرضا قبول كنيم كه هيچ چيز نه در هستى و نه در ماهيت نمىتواند مشروط به شرط منافى و مناقض خود باشد و به همينگونه ممكن نيست كه جزء منافى و مناقض با كل باشد اما هرگز اين بدان معنى نيست كه هيچ جزئى از اجزاء نمىتواند مغاير با كل خود باشد. مثال نماز كه مشروط به وضو است و خانه كه از ديوار تركيب مىيابد بدينگونه نيست كه مشروط بشرط منافى و يا تركيب از جز مناقض خود يافته باشد، بلكه نماز مشروط به شرط وضو كه مغاير با نماز است مىباشد و خانه نيز از ديوار و آجر كه با خانه مغايرت دارد تركيب مىيابد و هيچ محذورى هم در بين نيست زيرا اينها شرائط مغايرند نه منافى.