آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٣٠
مخالف قسم اول قرار دارد بدست آوريم و اگر مىتوانستيم احيانا مفهومى را از افراد مفهوم مقابل و مباين خود بشناسيم و يا قسمى را با افراد قسم مقابل خود تركيب نمائيم بسيار آسان بود كه در تقسيم حيوان به انواع و اقسام آن نيز از اين روش استفاده كرده و بگوئيم حيوان به انسان و نوع ديگرى كه، به جاى سه تصور، از سه فرد انسان تشكيل مىيابد، و يا نوعى كه به سه فرد انسان مشروط است، بخش مىگردد و ترديدى نيست كه اينگونه تقسيم از درجه اعتبار منطقى ساقط است به دليل اينكه اصولا توقف چيزى در وجود بر چيزهاى ديگرى كه از مقدمات وجودى آن هستند از احوال و مشخصات وجود آن شىء مىباشد و اين توقف البته در پيدايش هستى اشياء كاملا مشهود است. اما اين توقف و وابستگى به هيچوجه ارتباطى به تقرر ماهوى آن شىء ندارد [١٩].
كسانىكه محال بودن تركيب يا اشتراط چيزى را به نقيض همان شىء نتوانستهاند باور نمايند و بالنتيجه نپذيرفتهاند كه اينگونه تركيب و اشتراط محذور تنافى و معاندت ميان جزء و كل و شرط و مشروط را به ميان خواهد آورد پيش خود همين فكر را كردهاند كه اگر اين محذور را براستى محذور جدى فرض كنند آنگاه ناگزير خواهند بود كه ميان «واحد» و «كثير» هم همين محذور تنافى را در نظر گرفته و بگويند پس
- اصطلاحا «وجود رابط» مىگويند آنگاه ديگر پاسخ و پرسش مربوط به ما بعد الطبيعه و فلسفه اولى نيست بلكه در گروه «علوم» قرار مىگيرد كه به عقيده ما گروه «استىها» است، با اين گروهبندى و تفاوت ميان «هستى» و «استى» ما به صورت يك انديشه متديك مىتوانيم تفاوت ميان فلسفه كه عمدتا «انتولوژى» است و علوم، شناسائى كنيم و در هرحال پرسش و پاسخ از «چيستى» تصور و تصديق نه از گروه فلسفه انتولوژى است و نه در عداد پرسشها و پاسخ- هاى علمى واقع مىگردد بلكه به عهده مباحث الفاظ منطقscitnomeS است كه از حدود و تعاريف بررسى مىكند.
[١٩] خلاصه اين سخن اين است كه در هستى بخصوص در سير پديدههاى طبيعى ممكن است يك شيئى مانند يك واحد طبيعى يا يك واحد صناعى به اشياء ضد و نقيض خود وابستگى داشته باشد مانند علتهاى «اعدادى» كه وجود و عدمشان در تحقق مطلوب دخالت دارد اما اين توقف و دخالت در تشكل ماهيت قابل قبول نيست. توقف و وابستگى در تشكل يا «تجوهر» ماهيات بهگونهاى ديگر است كه نام آن «تقدم و تأخر جوهرى» است.