آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ٢٧

در آن موجود است، بطوريكه محدثين‌ [١٥] مى‌گويند، تصور به معنى دوم كه به معنى تصور مقيد به عدم حكم و در طرف مخالف تصديق است مى- باشد نه آن تصور كه به معنى مطلق علم است و در مقام «واحد مقسمى» قرار دارد.

اين گفته به هيچ‌وجه درخور رسيدگى و پذيرش نيست زيرا بحث ما اكنون در شناخت حقيقى مفهوم تصور و تصديق است و تقسيم منطقى هم در حقيقت يا نوعى تعريف و شناخت حقيقى و حدى اشياء است و يا در رديف شرح الاسم و اقوال شارحه اشياء مى‌باشد. و ممكن نيست كه در اين تقسيمات منطقى افراد يكى از اقسام را در ماهيت قسيم ديگر به‌نحوى از انحاء اخذ و تركيب نمائيم، و از آن شناخت حقيقى حدى يا قول شارح بدست آوريم، چه اين تركيب از راه شرطيت باشد و يا بر وجه جزئيت و مداخله عينى آن جزء در مجموع.

[١٦] از اين گذشته اگر بدين‌روش اخير روى موافق نشان دهيم و قبول كنيم تصور با آنكه در مقابل تصديق است، در ماهيت تصديق دخالت دارد ناگزيريم زير چندى از مفاسد و توالى فاسده صحه بگذاريم و بگوئيم كه حكماى قديم كه گفته‌اند تصور شرط تصديق است آنها در حقيقت شيئيت تصديق را به نقيض‌ [١٧] خود مشروط كرده‌اند، و دانشمندان اخير


[١٥] ممكن است منظور «فيلسوف» از «محدثين» به صيغه مفعولى احداث باشد كه مراد مستحدثين و حكماى متأخرين باشد و ممكن است گروه روات و اصل حديث كه نوعا متكلمان مى‌باشند مورد نظر باشند و چون «امام فخر الدين رازى» متفكر بزرگ اسلامى صاحب اين نظريه است «فيلسوف» تصور كرده است كه انديشه او نمايانگر انديشه گروهى همه متكلمان و محدثان مى‌باشد. و شايد هم در علم الحديث تصديق تركيبى از تصورات و حكم به معنى عقيده و ايمان آمده باشد.

[١٦] قول «شارح» عبارت از پاسخ پرسش «نخستين» است و تعريف «حدى» و «رسمى» پاسخ پرسش «از گوهر» شى‌ء است. يك نوع تعريف ديگر كه حتى از قول شارح و پاسخ پرسش نخستين بدوى‌تر است تعريف لفظى است كه معمولا در لغت‌نامه‌ها از آن استفاده مى‌شود و آن را شرح اللفظ گويند.

[١٧] مسلما مقصود از «نقيض» در اين مقام نقيض منطقى كه سلب شى‌ء است نمى‌باشد بلكه مقصود مقابل يا معاند شى‌ء است كه اجتماع متقابلين را بوجود مى‌آورد. البته هر اجتماع متقابلين بالاخره مستلزم اجتماع نقيضين خواهد بود زيرا تقابل سلب و ايجاب تقابل اصلى-