آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ١٩

اين را هم بايد اضافه كرد آن وحدتى را كه براى مقسم در نظر مى‌گيريم كلا به نحوه هستى و واقعيت اقسام بستگى دارد. گاهى اين وحدت، وحدت طبيعى است و گاهى صناعى است و در جاى ديگر يك واحد اعتبارى بيش نيست. وحدت طبيعى از قبيل وحدت انسان و فرس و نظائر آنها. و وحدت صناعى مانند واحد ساختمانى و واحد تخت‌خواب و امثال آنها و وحدت اعتبارى همچون واحدهاى «سپاه» و ساير واحد هاى قراردادى‌ [٧].

در واحدهاى طبيعى اين قانون عقلى بايد رعايت گردد كه هر واحد نوعى طبيعى حتما يك جزء تحليلى آن معنى مشترك جنسى است و جزء ديگرش معنى اختصاصى فصلى است و اين قاعده در همه انواع عموميت دارد چه آن واحد نوعى بسيط باشد و چه مركب باشد. تنها اگر واحد نوعى از مركبات خارجيه باشد مانند انسان و فرس آنگاه معنى مشترك‌


- يك «واحد نوعى» است اما اقسام واحدهاى شخصى مى‌باشد و همچنين اگر جنس قريب را به انواع خود تقسيم كنيم واحد مقسمى يك «واحد جنسى» است در حينى كه اقسام آن واحد هاى نوعى مى‌باشند. و اصولا يك تفاوت آشكارى ميان «واحد جنسى» و «واحد نوعى» از يك سوى و «واحد بالجنس» و «واحد بالنوع» از سوى ديگر وجود دارد كه اين تفاوت در اين مقام از نظر انديشمندانه «فيلسوف» بدور مانده و آن را اصلا بحساب نياورده است.

تفاوت اين است كه زيد، عمرو، بكر و اين فرد و آن فرد هرچند كه اشخاص مختلفى مى‌باشند اما همه اين افراد «واحد بالنوع» محسوب مى‌شوند ولى هرگز «واحد نوعى» نمى‌باشند. همچنان كه انسان و فرس «كثير نوعى» مى‌باشند ولى در عين حال «واحد بالجنس» بشمار مى‌روند و نمى‌توانند واحد جنسى باشند.

[٧] در واحدهاى اعتبارى كه كثرت حقيقى است و وحدت اعتبارى ملاك وحدت و اشتراك در غرض و هدفى است كه از آحاد بدست مى‌آيد. بنابراين در واحدهاى اعتبارى تنها اين شرط لازم وحدت علت غائى است كه كثرات آحاد را به‌صورت يك واحد مجموعى كه بدان «كل‌مجموعى» گفته مى‌شود در ذهن نمودار مى‌سازد. اما اين كل مجموعى يك واحد تجربى نيست كه بتوان آن را با درك تجربى مشاهده نمود و به همين ملاحظه آن را اعتبارى گويند. در واحدهاى مصنوعى مانند يك «خانه» يا يك «بيمارستان» علاوه بر اينكه همچون واحدهاى اعتبارى يك اشتراك در هدف و علت غائى وجود دارد كل مجموعى نيز قابل درك تجربى مى‌باشد. و خلاصه اينكه در واحدهاى مصنوعى هم علت غائى حقيقى است و هم علت صورى حقيقى است در حالى‌كه در واحدهاى اعتبارى تنها علت غائى حقيقى مى‌باشد. اما در واحدهاى طبيعى تمام علتهاى چهارگانه ارسطوئى تحقق و واقعيت دارند.