آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ١٣

فصل اول تقسيم علم به تصور و تصديق (اندر رسيدن و گرويدن)

١- تقسيم منطقى‌

تقسيم منطقى عبارت است از اينكه قيود گوناگونى را بر «امر واحد» و «مبهمى» كه نام آن مقسم است اضافه نمائيم و آن واحد را در گوناگونيهاى خودش بخش و توزيع نموده و اقسام آن را شناسائى كنيم.

در اين صورت اين واحد مبهم را «مقسم» مى‌گوئيم و از هر قيد و شرطى كه بر آن مى‌افزائيم بخشى بدست مى‌آوريم كه آن را «قسم» و مجموعه اين بخش‌ها را «اقسام» آن مقسم مى‌ناميم.

در انقسامات ماهيت اين قيود و گوناگونيهائى كه بر «ماهيت مقسم» [١]


[١] «مقسم» يعنى واحدى كه به اقسام خود منقسم مى‌شود، جز ظهور و تعين و نمود در اقسام خود هيچ‌گونه واقعيت مستقلى از اين اقسام ندارد. هرگونه تعين و استقلال حتى استقلال ذهنى و عقلانى كه براى مقسم تصور كنيم مقسم را از موضع منطقى خود خارج كرده و آن را به صورت يك «ماده عقلانى» بيرون خواهد آورد. مثلا اگر حيوان را به انسان و فرس و خزندگان و چرندگان تقسيم كنيم، در اين تقسيم «حيوان» در حد ذات هيچ هويت مستقل و جداى از انواع و اقسام خود نه در هستى عينى دارد و نه در هستى تحليلى و ذهنى ندارد. پس حيوان از آن نظر كه مقسم اين تقسيمات واقع گرديده در حد ذات مقسمى خود يك چنان «ابهام» ثبوت و منطقى دارد كه ممكن نيست با هيچ قوه و نيروى تحليلى ذهنى از اين ابهام بيرون آمده و به صورت استقلال عينى يا ذهنى نمودار گردد. اگر ماهيت حيوان را فرضا به صورت يك واحد مفهومى مستقل در ذهن پژوهشگر و تحليلى خود تصور نمائيم و مشخصات و نهادهاى درونى ماهيت آن را تشريح و شناسائى كنيم آن ماهيت ديگر مقسم اين اقسام نخواهد بود و تنها يك «ماهيت من حيث هى هى» است كه بجز خود آن ماهيت چيز ديگرى نمى‌باشد، اين ابهامى كه در نهاد معناى مقسم حكمفرما است-