آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ١٠٨
مقابل و طرف مخالف، و اين روا بودن نيز بايد مساوى با روا بودن وقوع و تحقق طرف موافق باشد.
«وهم» نيز بههمينترتيب شناسائى مىگردد. زيرا وهم عبارت است از تركيب و تحليلى از اصل تصور شىء و تجويز جهت مخالف به نوعى از تجويز كه احتمال مخالف بر احتمال وقوع و موافق برترى دارد.
برعكس ادراك «ظنى» كه احتمال موافق بر احتمال مخالف پيشى مىگيرد.
و اما تصور معانى «مفرده» يا «مركبه غير نسبى يا نسبى تقييدى» يا «خبرى» [٣٧] همه از گوناگونيهاى علم بهمعنى مطلق ادراك مىباشند كه هركدام نيز در جاى خود با يك قيد عدمى كه در حكم فصل تعيين و تحصيلكننده آنها است بخشى از علم را تشكيل مىدهند. و براى هر
- تصديق زيربناى علوم تصديقى ما بشمار مىرود. بنظر ما اين مغالطه «ايهام انعكاس» براى «ملا صدرا» هم در اول «كتاب اسفار» واقع شده آنجا كه موضوع فلسفه ما بعد الطبيعه را بجاى «مطلق وجود و وجود مطلق» آورده. فلاسفه ديگر نيز بهمين دام مغالطه گرفتار شدهاند.
اما اين نگارنده با روش تحقيقى خود مبين داشته كه در تمام اين موارد مقصود اين خردمندان «مطلق شىء» است نه «شىء مطلق»
[٣٧] «تصور معانى مفرده» مانند: مفاهيم «انسان»، «حيوان»، «كوه»، «درخت»، «زيد»، «حسن» و هرچه بدينگونه ساده و مفرد مىباشد.
«تصور معانى مركبه غير نسبى» مانند: «انسان و حيوان و كوه». در اينجا تركيب بصورت عطف هريك از مفاهيم مفرده به ديگرى تحقق يافته اما نسبت، چه نسبت ناقصه و چه نسبت حكميه تامه، اصلا وجود ندارد.
«تصور معانى مركبه نسبى» بر دوگونه است: تصور معانى نسبى بهصورت «نسبت ناقصه» همچون «انسان كاتب» كه از يك نسبت ناقصه تقييدى برخوردار است. در اينگونه تركيبات چون ذات به صفتى از صفات خود تقييد شده يك تركيب تقييدى است. و چون بالاخره اين نسبت تقييدى يك نسبت تام و كاملى نيست كه شنونده بتواند سكوت اختيار كند و گوينده هم نمىتواند تنها با تلفظ اين جمله كوتاه مقصود خود را به شنونده بفهماند لذا اين نسبت را ناقصه گويند. مثال ديگر، آن «عبد الله» اضافى است كه با نسبت ناقصه «عبد» اضافه به «الله» شده و به معناى بنده خدا مىباشد. اما در «عبد الله» «علمى» كه نام شخصى از اشخاص باشد در حقيقت امر معناى تصور مفرد را دارد و اصلا نسبتى ميان «عبد و الله» نيست. قسم ديگر، تصور معانى نسبى كه با «نسبت تامه» يك جمله كاملى تركيب مىيابد. و اين مانند تمام قضايا است كه بهقول محتمل الصدق و الكذب تعريف شده و داراى نسبت تامهاى كه صحيح است سكوت بر آن جايز مىباشد نسبت تامه را نسبت خبريه نيز مىگويند.