آگاهى و گواهى: ترجمه و شرح انتقادى رساله تصور و تصديق - حائری یزدی، مهدی - الصفحة ١٠٠

نخواهد شد. و اگر هم احيانا آن را درك بديهى يا نظرى بخوانيم اين يك استعمال مجازى و عرضى خواهد بود كه از روش فلسفه بيرون است.

برطبق همين روشى كه ما پيش گرفته‌ايم بخوبى مى‌توانيم آنچه را كه «شارح المقاصد فى تهذيب المنطق» ذكر كرده به‌خوبى توجيه نمائيم.

او گفته است: «شناخت يا به‌گونه اذعان به نسبت است كه آن گرويدن خواهد بود. و يا بدين‌گونه نيست، و آن اندر رسيدن و تصور خواهد بود.»

و همچنين «سيد شريف» در حاشيه مى‌گويد:

اين نكته بايد دانسته شود كه نظرى را كه نگارنده كتاب درباره تصديق پذيرفته است، همان عقيده «امام فخر رازى» است كه پيش‌تر بدان اشارت گرديد و آن اين بود كه تصديق مجموعه‌اى از ادراكات چهارگانه است. و اين عقيده را شارح كتاب به‌همين‌نحو كه ملاحظه شد توجيه و تفسير كرده. و بايد گفت كه الحق غير از آن‌صورت كه شارح توجيه كرده به طريق ديگرى قابل توجه نيست. تطبيق آن‌هم به يك روش سومى كه اصلا مطرح نظر نيست، آنهم به‌صرف يك توجيه احتمالى بسيار بعيد و غير قابل قبول است. و اگر خود «امام فخر رازى» صريحا عقيده خود را بدين‌گونه در كتاب «الملخص» ارائه و واگو نمى‌كرد ما هم نمى‌توانستيم اين نظريه را به او نسبت دهيم.

ما مى‌گوئيم بسيار آسان است كه سخن «امام رازى» را همان‌گونه كه قبلا اشاره كرديم به روش و مشرب فلاسفه منطبق و بازسازى كنيم و حتى ممكن است سخن او را هم در كتاب «الملخص» (كه به‌نظر «سيد شريف» صراحت در نظريه تركيبى او دارد) توضيحى پيرامون اين هم‌آهنگى با مشرب فلاسفه بدانيم. زيرا مطلبى را كه وى در كتاب «ملخص» ذكر مى‌كند اين است: