قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٤
نظير آن ولى ميشود آنرا اسم زمان گرفت يعنى: شب را لباس و زمان ستر قرار داديم كه با ظلمت خود اشياء را مىپوشاند و مردم را باستراحت مجبور ميكند و روز را زمان زندگى قرار داديم كه از فضل خدا روزى بجوئيد.
مثل وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِباساً وَ النَّوْمَ سُباتاً وَ جَعَلَ النَّهارَ نُشُوراً فرقان: ٤٧. در الميزان فرموده:
معاش در آيه اسم زمان يا مكان است.
عَيل: (بفتح عين) فقر. «عَالَ يَعِيلُ عَيْلًا: افْتَقَرَ» وَ إِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ... توبه:
٢٨. اگر از فقر ترسيديد بزودى خدا شما را از فضل خويش بىنياز گرداند.
عائل: فقير. وَ وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى ضحى: ٨. در الميزان فرموده:
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فقير بود خدا او را پس از ازدواج با خديجه عليها سلام غنى گردانيد كه او مال خويش را بآنحضرت هبه كرد و مال فراوان داشت. ناگفته نماند: مقابل آيه فوق آيه وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ است و از آن روشن ميشود كه مراد از «عائِل» فقير است نه فقر از هدايت و غيره و چون سوره مكّى است قهرا فَأَغْنى بوسيله ثروت خديجه سلام اللّه عليها بوده است.
عين: چشم. چشمه. مثل وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ مائده: ٤٥. كه بمعنى چشم است و مثل فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً بقره: ٦٠. كه بمعنى چشمه است با مراجعه بقرآن خواهيم ديد كه جمع عين بمعنى چشم اعين است مثل وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها اعراف: ١٧٩.
و جمع عين بمعنى چشمه عيون. مثل إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ حجر: ٤٥.
بنظر راغب معناى اصلى عين چشم است و معانى ديگر بعنايت ميباشد حتى چشمه را از آن عين گويند كه مثل چشم داراى آب است.
گاهى از عين نظارت و حفظ و