قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٦
است كه در صورت تشنگى آنرا فشرده و مينوشند راغب گفته فظّ بمعنى بد خلقى استعاره است از فظّ بمعنى آب شكمبه كه نوشيدنش بسيار ناپسند است و جز در ناچارى شديد نمينوشند.
اين كلمه فقط يكبار در قرآن يافته است.
فعل: (بفتح اول) كار كردن و بكسر اول كار. در قاموس گفته:
«الْفِعْلُ بالكسر حركة الانسان ... و بالفتح مصدر ...» همچنين است قول فيومى در مصباح. ولى قرآن اين مطلب را تصديق نميكند و فعل بكسر اول را مصدر بكار برده مثل وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ انبياء: ٧٣. عطف «إِقامَ- و إِيتاءَ» بر آن، كه هر دو مصدراند بهترين دليل مصدر بودن «فعل» است نه اسم مصدر.
فَعْلَة: بفتح اول بمعنى دفعه است «كانت منك فَعْلَةً حسنة» از تو يك كار خوبى بود. وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَ أَنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ شعراء: ١٩. اين سخن فرعون است بموسى عليه السّلام مراد از فعلة كشته شدن قبطى است بدست موسى يعنى: و كردى آنكارت را كه كردى حال آنكه بر نعمت ما كافر بودى.
فَعَّال: مبالغه و از اسماء حسنى است و دو بار در قرآن آمده است إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ هود: ١٠٧.
ايضا سوره بروج: ١٦.
فقد: گم شدن. غائب شدن «فَقَدَهُ فَقْداً: غاب عنه» راغب گفته: فقد نبودن شىء است بعد از بودن آن، و آن از عدم اخص است كه عدم بچيزى كه اصلا بوجود نيامده نيز گفته ميشود در نهج البلاغه خطبه ١٨٧ آمده
«سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي».
پيش از آنكه مرا از دست بدهيد و گم كنيد، از من بپرسيد.
قالُوا وَ أَقْبَلُوا عَلَيْهِمْ ما ذا تَفْقِدُونَ. قالُوا نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ ... يوسف:
٧١- ٧٢. برادران يوسف رو كرده و گفتند: چه چيز گم كردهايد؟ گفتند:
پيمانه شاه را گم كردهايم.
وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ ... نمل: ٢٠.