قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠
٢- اژدها شدن آن در پيش فرعون فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ شعراء: ٣٢. درباره اينكه چرا در طور مار و در پيش فرعون اژدها شده رجوع شود به «جانّ».
٣- بلعيدن وسائل سحر جادوگران فَأَلْقى مُوسى عَصاهُ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ شعراء: ٤٥. ايضا أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ اعراف: ١١٧. لَقِفَ بمعنى قاپيدن و بلعيدن است يعنى عصايت را بيانداز آنگاه آنچه را كه بباطل روى كار مياوردند ميبلعيد. رجوع شود به «لقف».
٤- زدن عصا بدريا و ايجاد راه از ميان آن و انجماد آب مثل سنگ فَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ شعراء: ٦٣. بموسى وحى كرديم كه عصايت را بدريا بزن پس دريا بشكافت و هر تكهاش مثل كوهى بزرگ (و بيحركت) گرديد. تا بنى اسرائيل از آن بگذشتند. ٥- شكافتن سنگ در صحراى سينا در اثر زدن عصا و جريان دوازده چشمه از سنگ وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً ...
بقره: ٦٠.
معجزه
بعقيده نگارنده معجزه انبياء خارج از قوانين اين عالم نيست بلكه بشر بآن راه ندارد و راه طبيعى آن فقط در دست خداست و بشر تا قيامت بآن راه نخواهد يافت و گرنه معجزه بودن از بين خواهد رفت مثلا اگر در آينده بتوانيم عصا را بمار مبدّل كنيم ديگر معجزه بودن آن براى موسى معنى نخواهد داشت و همچنين.
بسيار چيزها هستند كه بشر راه و رسم و چگونگى و فورمول آنرا دانسته و بعضى چيزها هستند كه بحقائق آنها واقف نشدهايم معجزات انبياء از قسم دوم است.
فرق معجزه با غير معجزه آنست كه بشر دومى را مرتب ديده و طبيعى