قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٨
غفران و مغفرت: هر دو مصدراند بمعنى آمرزيدن قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ بقره:
٢٨٥. «غُفْرانَكَ» مفعول فعل محذوف است مثل «نَسْئَلُكَ غُفْرانَكَ» طبرسى فرموده: علّت نصب بدل بودن از فعل مأخوذ منه است گوئى گفته شده:
اللَّهُم اغفر لنا غفرانك يعنى: گفتند شنيديم و پيروى كرديم پروردگارا از تو آمرزش ميطلبيم و بسوى توست بازگشت.
وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَ الْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ بقره: ٢٢١. غفران فقط يكبار و مغفرة ٢٨ بار در قرآن مجيد آمده است.
غفّار و غفور: هر دو صيغه مبالغهاند يعنى بسيار آمرزنده و هر دو از اسماء حسنىاند إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ بقره: ١٧٣. وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ غافر: ٤٢. غفور مجموعا ٩١ بار و غفّار چهار بار در كلام اللّه بكار رفته است. در اقرب الموارد گفته: غفّار در افاده مبالغه از غفور ابلغ است بعلت زيادت حروف و بقولى غفور از حيث كيفيّت مبالغه است و غفّار از حيث كميّت يعنى غفور آمرزنده گناهان بزرگ و غفّار آمرزنده گناهان بسيار است.
استغفار: طلب مغفرت. وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ ... توبه: ١١٤.
كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌ غَفُورٌ سباء:
١٥. اگر گويند: در اين آيه صحبت از گناه نيست پس علّت آمدن «غفور» چيست؟ گوئيم: شايد علت آن اين باشد كه شكر سبب مزيد نعمت و آمرزش گناه است بمناسبت وَ اشْكُرُوا لفظ غفور بكار رفته است همچنين است آيات ديگر از اين قبيل.
غفران گناهان
بايد دانست: گناه در حقيقت نيروهاى مخصوصى است كه از مواد بدن برخاسته و بصورت نيرو بيرون ريختهاند. بعبارت ديگر همانطور كه حرارت اطاق همان نفت بخارى