قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٩
آيات قبلى و بعدى كه در باره جهاد است آنرا تأييد نميكند.
بهر حال: آيه اهميّت و لزوم كوچ براى فرا گرفتن علم از حوزههاى علميّه را روشن ميكند و در آخر قيد ميكند كه اين تفقّه و فرا گرفتن علم براى آنست كه پس از برگشتن مردم را انذار كنند و از مخالفت امر خدا بر حذر دارند.
فكر: (بفتح و كسر اول) انديشه.
تأمل. بعبارت ديگر فكر اعمال نظر و تدبّر است براى بدست آوردن واقعيات و عبرتهاى و غيره در قاموس گفته: «الْفِكْرُ: اعمال النّظر فى الشّىء» در مصباح فيومى آمده: «الْفِكْرُ تردّد القلب بالنّظر و التّردد لطلب المعانى».
أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ مُبِينٌ اعراف:
١٨٤. يعنى اگر در گفتهها و اعمال پيغمبر كه مدتى با آنها رفيق و در يك محيط بوده، فكر و اعمال نظر كنند ميدانند كه او ديوانه نيست بلكه انذار كننده آشكار است. قرآن مجيد بتفكّر و تدبّر بسيار اهميّت داده و بسيارى از آيات براى ايجاد تفكّر نازل شده است وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا آل عمران: ١٩١.
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ رعد: ٣. وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ حشر: ٢١.
فك: جدا كردن. «فَكَ الشىء فَكّاً فصله و آبان بعضه عن بعض» فك رهن خلاص كردن آن و فكّ رقبه آزاد كردن بنده است. وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ. فَكُ رَقَبَةٍ بلد: ١٢ و ١٣. چه ميدانى گردنه چيست، آزاد كردن بندهاى است. عتق را از آن فكّ گويند كه آزاد كننده است و ميان بنده و ملكيّت جدائى ميافكند.
لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ. رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ يَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً بيّنه: ١ و ٢.
متعلّق «مُنْفَكِّينَ» چيست؟ و اهل كتاب و مشركان از چه چيز منفصل