قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٢
سحر ساخته.
مفتر (بصيغه مفعول) جعل كننده دروغ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ نحل: ١٠١. گفتند تو فقط دروغگوئى.
فَرِىّ: ساخته. نو در آورده قالُوا يا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيًّا مريم: ٢٧. چون مريم عيسى عليه السّلام را در آغوش خويش بميان مردم آورد گفتند: اى مريم چيز نو ظهورى آوردى زائيدن بدون شوهر؟!! آنرا در آيه عظيم، قبيح و غيره گفتهاند ولى آنچه ما اختيار كرديم با معناى اولى مناسب است.
فز: راندن. و بر خيزاندن از بين معانى فزّ فقط اين معنى با استعمال قرآن مجيد مناسب است در لغت آمده: «فَزَّ فُلاناً عَنْ مَوْضِعِهِ:
ازْعَجَهُ وَ افْزَعَهُ وَ ازالَهُ از عاج را قلع و طرد گفتهاند. استفزاز نيز بهمان معنى است. وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْها ... اسراء:
٧٦. حقا كه نزديك بودند تو را از آن زمين برانند تا بيرونت كنند فَأَرادَ أَنْ يَسْتَفِزَّهُمْ مِنَ الْأَرْضِ فَأَغْرَقْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ جَمِيعاً اسراء: ١٠٣. فرعون خواست بنى اسرائيل را از زمين براند او را و هر آنكه با او بود غرق كرديم.
وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ اسراء: ٦٤. هر كه را از آنها خواستى با صدايت بران و بعمل بد برخيزان رجوع شود به «جلب» و «شطن».
از اين ماده سه مورد بيشتر در قرآن نيامده است.
فزع: خوف. «فَزِعَ منه: خاف» راغب گويد: انقباض و نفارى است از شىء مخيف كه بر انسان عارض شود و آن از جنس جزع است.
لا يَحْزُنُهُمُ الْفَزَعُ الْأَكْبَرُ انبياء: ١٠٣.
خوف بزرگ محزونشان نكند. إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ ... ص:
٢٢. چون بر داود وارد شدند از آنها ترسيد.
حَتَّى إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قالُوا ما ذا قالَ رَبُّكُمْ ... سباء: ٢٣. فزع بصيغه مجهول از باب تفعيل بمعنى ازاله فزع است در اقرب الموارد