قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٤
آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ نساء: ١٩.
گفتهاند: مردم جاهليت بزنان ظلم ميكردند و اگر شخصى مىمرد بعضى از اقوام او لباسى بروى زن وى ميانداخت و زن را بارث مىبرد.
لذا فرموده: لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً ولى ظهور آيه در آنست كه انسان باجبار وارث زن باشد نه اينكه خود زن را ارث ببرد در تفسير عياشى از امام صادق عليه السّلام درباره «لا يَحِلُّ ...» روايت شده كه فرمود:
دختر يتيمى در خانه مردى ميشود او وى را از تزويج باز ميدارد و ضرر ميزند در صورتيكه آن دختر يتيم از اقوام اوست (و ميخواهد پس از مرگ وارث دختر باشد).
آرى ظهور آيه در اين زمينه است يعنى: بر شما حلال نيست كه باجبار وارث زنان باشيد و نيز زنانرا بفشار نگذاريد تا قسمتى از مهريكه دادهايد ببريد (و آنها در مقابل طلاق از مهر خود صرف نظر كنند) مگر آنكه كار بدى مرتكب شوند. فاحشه را در آيه نشوز و بد زبانى و ايذاء گفتهاند كه در اينصورت ميتوان زن را بفشار گذاشت و بطلاق خلعى وادار كرد.
وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا تَعْضُلُوهُنَ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَّ إِذا تَراضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ... بقره:
٢٣٢.
اين آيه يا خطاب بشوهران است كه ميگويد: چون زنان خويش را طلاق داديد و عدّهشان منقضى گرديد ديگر آنها را (با تهديد يا عدم اخراج از منزل) منع نكنيد كه با مردان ديگر ازدواج كنند. و يا خطاب بكسان زن است (كه مثلا پدر و مادر نگذارند بار ديگر با مردانيكه طلاق دادهاند ازدواج كنند).
ناگفته نماند كلمه أَزْواجَهُنَ مخالف احتمال اول است زيرا بمردان آينده نميشود ازواج گفت مگر باعتبار ما يؤل اليه و جمله إِذا طَلَّقْتُمُ ...
خلاف احتمال دوم را ميرساند كه ميرساند خطاب فَلا تَعْضُلُوهُنَ بازواج