قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٥
مصدر است (اقرب قاموس) در مجمع ذيل آيه ٩٩ آل عمران فرموده: عوج (بر وزن فرس) كجى است در هر چيز نصب شده مثل نيزه و ديوان و بر وزن عنب انحراف است در دين و سخن گفتن و در زمين و از آن است آيه لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً.
اين كلمه بكسر عين ٩ بار در قرآن مجيد آمده و همه درباره انحراف و كجى معنوى است جز آيه فوق.
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلى عَبْدِهِ الْكِتابَ وَ لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً كهف: ١. حمد خدا را كه بر بندهاش كتاب را نازل فرمود و در آن كجى و انحراف از حق قرار نداد قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ زمر: ٢٨.
عدم عوج عبارت اخراى حق بودن است چنانكه فرموده نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِ آل عمران: ٣.
وَ كَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَ هُوَ الْحَقُ انعام: ٦٦.
يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَهُ ... طه: ١٠٨. ضمير لَهُ ظاهرا راجع به تبعيّت است يعنى در آنروز از داعى كه آنها را ميخواند پيروى ميكنند و در آن پيروى انحرافى نيست و سرپيچى نتوانند.
الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً اعراف: ٤٥. در بعضى آيات بصورت خطاب تَبْغُونَها عِوَجاً آمده و هر دو از خطاب و غيبت جمعا چهار بار در قرآن بكار رفته و همه بعد از كلمه يَصُدُّونَ و تَصُدُّونَ اند بنظر ميايد كه يَبْغُونَها عِوَجاً بيان يَصُدُّونَ است و عِوَجاً مفعول به «يَبْغُونَ» است يعنى: با ايجاد شبهات و ايجاد انحراف در دين خدا مردم را از آن منع ميكنند و آنرا ناحق جلوه ميدهند در مجمع فرموده: جايز است عِوَجاً مفعول به يبغون باشد يعنى «يَبْغُونَ لَهَا الْعِوَجَ». معنى آيه چنين ميشود: آنانكه مردم را از راه خدا باز ميدارند و براى آن كجى و انحراف ميجويند.
لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً طه:
١٠٧. آيه درباره قيامت و از بين رفتن