قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٧٠
همچون علامه طباطبائى در الميزان و غيره و علامه خوئى در «البيان» و نويسندگانى امثال فريد وجدى در دائرة المعارف و غيره و غيره بجنگ اينگونه اشخاص نادر شتافتهاند البته با دلائل قاطع كه نقل خواهد شد.
عدهاى از محدّثين شيعه و جمعى از محدّثان اهل سنت قائل شدهاند كه در قرآن تحريف وجود دارد و مقدارى از آن حذف شده است، در مقدمه مجمع اين قول را بجمعى از علماء شيعه و عدهاى از حشويّه اهل سنت نسبت داده است، حشويّه چنانكه در دائرة المعارف وجدى است گروهى از معتزله هستند كه بظواهر قرآن تمسّك كرده و قائل بجسم بودن خدااند. منسوبند به حشو يعنى مردمان رذيل.
دلائل عدم تحريف
دليل قائلين بوجود تحريف رواياتى است كه از طرق شيعه و اهل سنّت وارد شده كه نقل و ردّ آنها در اين كتاب مهم نيست طالبان تفصيل بكتب مفصل رجوع كنند از جمله الميزان ج ١٢ ص ١٠٦ ببعد و البيان آية اللّه خوئى فصل «صيانة القرآن من التحريف» ولى مقدارى از دلائل عدم تحريف بقرار ذيل است:
١- إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ حجر: ٩. مراد از «الذّكر» قرآن است و چند آيه قبل فرموده: وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ. در اين آيه خداوند با قاطعيّت تمام فرموده:
قرآن را ما نازل كردهايم و ما حتما حافظ و نگهدارنده آن هستيم با دو تأكيد «انّ» و «لام» پس مطمئنا خداوند آنرا از نقصان و زيادت و از هر جهت ديگر محفوظ خواهد داشت. بعضى احتمال دادهاند كه ضمير «لَهُ» بحضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله راجع است ولى اين قول بر خلاف ظاهر است و هر كس در آيه دقت كند يقين خواهد كرد كه مراد از «لَهُ لَحافِظُونَ» حفظ قرآن و «لَهُ» بر قرآن راجع است.