قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٢
آن ميباشد بعبارت ديگر: تكريم راجع بذات انسان و اراده و تفكر او و تفضيل راجع بتصرّفات او در عالم ماده و مهار كردن و زير فرمان كشيدن موجودات جهان است. در باره اين آيه مطالب ديگرى نيز گفته شده ولى نگارنده بآنچه گفته دلگرم است. و اللّه العالم.
فضو: اتّساع. «فَضَا المكان:
اتّسع». وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً نساء: ٢١. طبرسى فرموده:
افضاء بشىء رسيدن بآنست با ملامست اصل آن از فضاء بمعنى وسعت است اقرب الموارد «أَفْضى فُلانٌ إِلى فُلَانٍ» را رسيدن شخصى بشخصى معنى كرده و گويد حقيقتش آن است كه يكى بفضاء ديگرى رسيد. در نهج البلاغه خطبه ١٧٣ فرموده:
«وَ مَا أَبْقَى شَيْئاً مِمَّا يَمُرُّ عَلَى رَأْسِي إِلَّا ... أَفْضَى بِهِ إِلَيَّ».
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از آنچه بسر من خواهد آمد چيزى نگذاشت مگر آنكه بمن رسانيد. (و اطلاع داد). آيه در باره آنست كه مهريّه زنان را از روى ظلم از دستشان نگيريد يعنى: چطور آنرا از دست زن ميگيريد حال آنكه بعضى از شما ببعض ديگر رسيده است (و با رسيدن بيكديگر و ايجاد علقه زوجيّت مثل يك وجود شدهايد) و زنان از شما پيمانى محكم گرفتهاند. ظاهرا مراد، پيمان عقد است كه مرد مهريّه را بواسطه عقد ازدواج بعهده ميگيرد.
در مجمع از ابن عباس نقل شده «أَفْضى» در آيه كنايه از جماع است و بقولى مراد خلوت صحيح با زن است مقاربت باشد يا نه. اين كلمه بيشتر از يكبار در كلام اللّه يافته نيست.
فطر: شكافتن. و شكاف طبرسى فرموده: «اصل الْفَطْرِ: الشق» راغب شكافتن طولى گفته است.
تَفَطُّر و انْفِطَار: شكافته شدن.
تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ ... مريم:
٩٠. نزديك است آسمانها از آن نسبت بشكافد. إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ انفطار:
١. آنگاه كه آسمان بشكافد مثل: إِذَا