قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٠٢
همه جا از باب افعال بكار رفته و شامل رستگارى دنيا و آخرت است.
و سبب آن پيروى از خواستههاى عقل و دستورات دين ميباشد.
فَلَق: (بر وزن فلس) شكافتن.
«فَلَقَ الشّىء فَلْقاً: شقّه». فَالِقٌ: شكافنده انفلاق شكافته شدن فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ شعراء: ٦٣.
دريا بشكافت و هر قسمتش مانند كوه بزرگى گرديد.
إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى ...
انعام: ٩٥. خدا شكافنده دانه و هسته است. فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً انعام: ٩٦. شكافنده صبح است و شب را وقت آرامش قرار داده است.
(الْفَلَقْ): قُلْ أَعُوذُ بِرَبِ الْفَلَقِ. مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ. وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ. وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ فلق ١- ٤.
فلق (بر وزن فرس) اسم مصدر است بمعنى شكافته شده طبرسى آنرا شكاف وسيع گفته، در قاموس و اقرب چند معنى از قبيل صبح، دره، شكاف گفته و نيز گفتهاند: «الخلق كلّه».
مخلوق را از آن فلق گويند كه خداوند آنها را همانطور كه در «فطر» گفته شد با شكافتن و شكفتن بوجود آورده است.
بنظر نگارنده مراد از «فلق» در آيه همه خلق است نه صبح گر چه آن نيز از مصاديق فلق است يعنى: بگو پناه مىبرم بپروردگار خلق از شرّ آنچه خلق كرده دو آيه از حيث عموم با هم مساوىاند نا گفته نماند همه مخلوق داراى جنبه خير و شرّاند اتومبيل داراى خير است كه شخص را بمقصد ميرساند و داراى شرّ است كه در اثر سقوط هم خودش از بين ميرود و هم شخص را از بين ميبرد.
پول داراى خير است كه شخص را بهدف ميرساند و داراى شرّ است كه شايد براى گرفتن و بردن آن شخص را بكشند، نفت داراى خير است كه منزل را گرم ميكند و داراى شرّ است كه شايد منزل را در اثر غفلت بآتش