قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٠
تَعُولُوا نساء: ٣. اگر ترسيديد كه در صورت گرفتن زنان بيشتر عدالت نكنيد فقط يكزن بگيريد و يا از كنيزان اختيار كنيد، آن نزديكتر است باينكه ظلم و بىانصافى نكنيد. اين لفظ يكبار بيشتر در قرآن نيامده است.
عام: سال. فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ بقره: ٢٥٩. خدا او را صد سال بميراند سپس بر انگيختش.
راغب گفته: عام مثل سنه است ليكن سنه بيشتر در سال مشقّت و قحطى گفته ميشود لذا بقحطى سنه گويند و بسال فراوانى و آسايش اطلاق نشود رجوع شود به «سنة».
استعمال قرآن مؤيّد قول راغب است كه فرموده: ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عامٌ فِيهِ يُغاثُ النَّاسُ يوسف:
٤٩. كه بسال باران و فراوانى «عام» اطلاق شده و مثل فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً عنكبوت: ١٤.
چون آن پنجاه سال زمان مشقّت نبوده بلفظ عام استثنا شده است بر خلاف أَلْفَ سَنَةٍ.
در آيه فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ بَعْدَ عامِهِمْ هذا توبه: ٢٨. ظاهرا اعتبار فوق ملحوظ است زيرا سال اجازه براى مشركان سال خوشى بود ولى در آياتى نظير يُفْتَنُونَ فِي كُلِ عامٍ مَرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ توبه: ١٢٦.
ظاهرا وجه فوق ملحوظ نشده است.
عَوْن: يارى. «فُلَانٌ عَوْنِي» فلانى يار و كمك من است همچنين است اعانت.
وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فرقان:
٤. در آوردن قرآن گروه ديگرى او را يارى كردهاند وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ مائده: ٢. بر خوبى و تقوى يكديگر را يارى نمائيد و بر گناه و تجاوز همديگر را يارى نكنيد.
استعانت: يارى خواستن. إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ فاتحه: ٥.
وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ ... بقره:
٤٥. از صبر و صلوة در انجام اوامر خدا كمك جوئيد.