قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٠٦
مكاناند و قرارگاه زمين و محل وديعه اصلاب و ارحام است يعنى:
خدا شما را از نفس واحدى آفريده بعضى از شما در قرارگاه و در زمين هستيد و متولد شدهايد و بعضى در وديعهگاه ارحام و اصلاباند كه بعدا بدنيا خواهند آمد در نهج البلاغه است كه در خطبه ٨٨ فرموده:
«وَ أَحْصَى ...
مُسْتَقَرَّهُمْ وَ مُسْتَوْدَعَهُمْ مِنَ الْأَرْحَامِ وَ الْأَصْلَابِ».
يعنى: خدا قرارگاهها و وديعهگاههاى آنها را از ارحام و اصلاب شمرده است ظاهرا ارحام راجع بمستقرّ است چنانكه آمده ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ مؤمنون:
١٣. و اصلاب راجع بمستودع ميباشد.
در آيه دوم «مُسْتَقَرَّها» را محل استقرار گفته مثل آب براى ماهى، غلاف براى صدف، وطن و لانه براى انسان و غيره و مستودع را محلى دانسته كه در آن واقع شده ولى ترك خواهد كرد مثل پرنده در هوا، مسافر در سفر، جنين در رحم و جوجه در تخم. يعنى: روزى همه در قرارگاه و وديعهگاه بعهده خداست.
قريش: نام قبيله بزرگى از عرب كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از تيره بنى هاشم از همان قبيله است در اقرب الموارد گويد: اگر از «قريش» حىّ و تيره اراده شود منصرف باشد و اگر قبيله مراد باشد بجهت تأنيث و علميّت غير منصرف است.
لِإِيلافِ قُرَيْشٍ. إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ ... قريش: ١ و ٢. و براى الفت دادن و محترم كردن قريش كه الفت دادن آنها در مسافرت زمستان و تابستان باشد. اين كلمه يكبار بيشتر در قرآن نيامده است.
قرض: نوعى است از بريدن، قطع مكان و گذشتن از آنرا قطع مكان و قرض مكان گويند (راغب). وَ إِذا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذاتَ الشِّمالِ وَ هُمْ فِي فَجْوَةٍ مِنْهُ كهف: ١٧. چون آفتاب غروب ميكرد از آنها بطرف شمال متمايل ميشد و آنها در كهف در وسعت بودند. طبرسى فرموده: اصل آن بريدن با دندان است و وام را قرض