قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٠٣
«قرار» در اين دو آيه مصدر است.
و در آيه جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ ابراهيم: ٢٩. ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ مؤمنون: ١٣. و نظائر آن بمعنى قرارگاه ميباشد.
قَرَّتْ عَيْنُهُ يعنى چشمش آرام گرفت آن كنايه از شادى است در اقرب الموارد گويد: «قَرَّتْ عينه» يعنى چشمش از شادى خنك شده گريهاش قطع گرديد اشكش خشكيد در مفردات آمده «قَرَّتْ عينه تَقَرُّ:
سرّت».
«قُرَّةُ عين» چيزيست كه سبب سرور و شادى باشد وَ قالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ قصص: ٩.
زن فرعون گفت: اين طفل مايه سرور و روشنى چشم من و تو است.
رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ فرقان: ٧٤. خدايا زنان و فرزندان ما را مايه خوشحالى و روشنى چشم ما گردان.
فَرَجَعْناكَ إِلى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ طه: ٤٠. پس تو را بمادرت برگردانديم تا شاد گردد و محزون نباشد.
إِقْرَار: بمعنى اثبات شىء است وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ... حجّ: ٥. آنچه را كه ميخواهيم تا مدّت معين در ارحام نگاه ميداريم، اقرار بتوحيد و نبوت و امثال آن برقرار كردن و اظهار ثابت بودن آنهاست. ثُمَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ بقره: ٨٤. سپس در حاليكه حاضر بوديد اقرار كرديد و بثابت بودن آن اذعان نموديد.
اسْتِقْرَار: ثابت شدن فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكانَهُ فَسَوْفَ تَرانِي اعراف: ١٤٣.
اگر در جايش ثابت ماند پس زود مرا خواهى ديد.
مُستَقَرّ محل قرار گرفتن وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ بقره: ٣٦. براى شما در زمين تا مدتى قرارگاه و متاع هست.