قاموس قرآن - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٨٤
بيك معنىاند.
اين وجه در تاريخ قرآن از مقدمه تفسير طبرى نقل شده بدليل آنچه گويند: عمر، عبد اللّه بن مسعود، ابىّ بن كعب در قرائت قرآن اختلاف لفظى داشتند نزد پيامبر آمدند قرائتهاى مختلفه آنها را تصويب فرمود در «البيان» گفته: اين مختار طبرى و جماعتى است و قرطبى در تفسير خود گفته: مختار اكثر اهل علم همين است.
دوم اينكه مراد از هفت حرف هفت قسم است كه در قرآن آمده:
امر، نهى، حلال، حرام، محكم، متشابه، و امثال.
سوم اينكه مراد هفت لغت فصيح عرب است كه قرآن مطابق آنها نازل شده: لغت قريش، هذيل، هوازن، يمن، كنانه، تميم، ثقيف.
بطلان اين قول
اين روايات از نظر شيعه و محققين متاخّرين از اهل سنت مردود و غير قابل قبول است و اين جز بازى با كلام خدا معناى ديگرى ندارد كه هر كس مطابق دلخواه خويش كلمات قرآن را عوض كند و شايد بعضى از مسلمانان غير عرب هم بگويند: ما كلمات تركى، فارسى يا غيره را بجاى كلمات عربى ميگذاريم كه در معنى يكىاند. بزرگان شيعه از قبيل شيخ طوسى و ابن طاوس و غيرهم بر بطلان آن تصريح كردهاند.
در حديث صحيح از زراره از امام باقر عليه السّلام منقول است:
«إِنَ الْقُرْآنَ وَاحِدٌ نَزَلَ مِنْ عِنْدِ وَاحِدٍ وَ لَكِنَّ الِاخْتِلَافَ يَجِيءُ مِنْ قِبَلِ الرُّوَاةِ».
و از فضيل بن يسار نقل شده كه بامام صادق عليه السّلام عرض كردم: مردم ميگويند:
قرآن بر هفت حرف نازل شده فرمود:
دشمنان خدا دروغ ميگويند، قرآن بر يك حرف نازل شده از جانب خداى واحد
«كَذَبُوا أَعْدَاءُ اللَّهِ وَ لَكِنَّهُ نَزَلَ عَلَى حَرْفٍ وَاحِدٍ مِنْ عِنْدِ الْوَاحِدِ.
(كافى كتاب القرآن باب النوادر حديث ١٢ و ١٣).
بهترين توجيه براى اين روايات